نانو بیوتکنولوژی
کاربرد های نانو بیوتکنولوژی:
کاربرد های نانوذره ها در زیست شناسی و پزشکی عبارتند از:نشان گر های زیستی :
از آن جا که اندازه ی نانوذرات ، در محدوده ی اندازه ی پروتیین ها ست ، می توان از آن ها برای نشان دار کردن نمونه های زیستی استفاده کرد. برای این کار ، باید نانوذره بتواند به نمونه ی زیست هدف متصل شود و نیز راهی برای دنبال کردن و شناسایی نانوذره وجود داشته باشد.به منظور ایجاد میان کنش بین نانوذره و نمونه ی زیستی ، نانوذره را با پوششی بیولوژیکی یا مولکولی ، یا لایه ای که به عنوان میانجی زیستی غیر آلی عمل کند ، می پوشانند . آنتی بادی ها ، بیوپلی مرها مثل کلاژن ، یا تک لایه ای از مولکول های کوچک که نانوذره ها را از نظر زیستی سازگار می کند ، از جمله پوشش های بیولوژیکی نانوذره ها هستند. علاوه بر این ، از آن جا که از فناوری های نوری در پژوهش های زیستی به طور گسترده ای استفاده می شود ، می توان نانوذره ها را فلورسنت دار کرد یا خواص نوری آن ها را تغییر داد. نشان گر زیستی نانو ، نمونه ای از یک ( نانوزیست ماده ) است .نانوذره ها معمولآ در مرکز یک نانوریست ماده قرار می گیرند و بقیه ی اجزا روی آن ها قرار داده می شوند . هم چنین می توان از آن ها در شکل نانو – وزیکول استفاده کرد، یعنی نانو ریست ماده ای است که توسط غشا محصور شده است . غالبآ شکل این ساختار کروی است ، اما شکل های استوانه ای ، شبه صفحه و دیگر شکل ها امکان پذیرند. در بعضی موارد ، اندازه مهم است مثل هنگامی که نفوذ از درون ساختار منفذی از غشای سلولی مورد نیاز باشد. هنگامی که از اثرات اندازه ی کوانتومی برای کنترل خواص مواد استفاده می شود ، اندازه ی نانوزیست ماده در اوج اهمیت خواهد بود.کنترل دقیق بر اندازه ی متوسط ذرات ، امکان ایجاد کاوشگر های فلورسنت را که باریکه های نوری را در طیف وسیعی از طول موج گسیل می دارند ، فراهم می آورد . این امکان ، به تهیه ی نشان گرهای زیستی با رنگ های فراوان و قابل تشخیص کمک شایانی می کند. ذره ی مرکزی معمولآ توسط چندین تک لایه از موادی که تمایل به واکنش ندارند، مثل سیلیکا ، محافظت می شود . غالباً برای اتّصال اجزای کارامد به ذره ی مرکزی ، به لایه ای از لینکر نیاز است . این لینکرهای خطی ، در دو انتهای خود ، گروه های فعال دارند : یک گروه برای اتّصال به اجزای زیستی ، مثل آنتی بادی هامفهوم و زمینة کاربرد بیونانوتکنولوژی
تلفیق بیوتکنولوژی با فناوری نوظهور نانوتکنولوژی، مباحث جدیدی را بین محققان، هم در سطح دانشگاهی و هم در حوزه صنعت به وجود آورده است. نتیجة این تلفیق، ظهور " بیونانوتکنولوژی " بهعنوان یک زمینة تحقیقاتی بینرشتهای است که به سرعت در حال رشد و توسعه است و با مقوله علم و مهندسی در سطح مولکول ارتباط دارد.محصولات و زمینههای فعالیت بیونانوتکنولوژی
برخی از محصولات و
زمینههای فعالیت بیونانوتکنولوژی عبارتند از:
1- بیونانوماشینها
مهمترین زمینة کاربرد بیونانوتکنولوژی، ساخت بیونانوماشینها (ماشینهای مولکولی با ابعادی در حد نانومتر) است. در یک باکتری هزاران بیونانوماشین مختلف وجود دارد. نمونه آنها، ریبوزوم (دستگاه بسته بندی پروتئین) است که محصولات نانومتری (پروتئینها) را تولید میکند. از خصوصیات خوب بیونانوماشینها (بهعنوان مثال حسگرهای نوری یا آنتیبادیها)، امکان هیبریدکردن آنها با وسایل سیلیکونی با استفاده از فرآیند میکرولیتوگرافی است. به این ترتیب با ایجاد پیوند بین دنیای نانویی بیونانوماشین و دنیای ماکروی کامپیوتر، امکان حسگری مستقیم و بررسی وقایع نانویی را میتوان بهوجود آورد. نمونه کاربردی این سیستم، ساخت شبکیة مصنوعی با استفاده از پروتئین باکتریورودوپسین است.2- مواد زیستی ( Biomaterial )
کاربرد دیگر بیونانوتکنولوژی، ساخت مواد زیستی مستحکم و زیست تخریبپذیر است. از جملة این مواد میتوان به DNA و پروتئینها اشاره نمود. موارد کاربرد این مواد، بهخصوص در زمینة پزشکی متعدد است. از جمله موارد کاربرد این مواد، استفاده از آنها بهعنوان بلوکهای سازنده نانومدارها و در نهایت ساخت وسایل نانویی ( Nano-Device ) است. همچنین به دلیل خصوصیات مناسب این مواد از آنها در ترمیم ضایعات پوستی استفاده میشود.3- موتورهای بیومولکولی
موتورهای بیومولکولی، موتورهای محرکه سلول هستند که معمولا از دو یا چند پروتئین تشکیل شدهاند و انرژی شیمیایی (عموماً به شکل ATP ) را به حرکت (مکانیکی) تبدیل میکنند. از جمله این موتورها، میتوان به پروتئین میوزین (باعث حرکت فیلامنتها میشود)، پروتئینهای درگیر در تعمیر DNA یا ویرایش RNA (بهعنوان مثال، آنزیمهای برشی) و ATPase اشاره کرد. از این موتورها در ساخت نانوروباتها و شبکة هادیها و ترانزیستورهای مولکولی (قابل استفاده در مدارهای الکترونیکی) استفاده میشود. از جمله زمینههای دیگری که از بیونانوتکنولوژی استفاده میشود، میتوان به تکنولوژی دستکاری تک مولکول ( Single Molecule )، تکنولوژی Biochip و Drug Delivery ( ساخت نانوکپسول و نانوحفره)، تکنولوژی Microfluidics (بهعنوان مثال، ساخت lab on a chip )، BioNEMS (ساخت پمپها، حسگرها و اهرمهای نانویی)، Nucleic Acid Bioengineering (ساخت نانوسیم DNA و یا کاربرد در همسانه سازی و ترانسفرمیشن)، Nanobioprocessing (خودساماندهی، دستکاری سلولی و تولید فرآوردههای زیستی)، حسگرهای زیستی (ارزیابی ایمنی غذا و محیط زیست) و Bioselective surface (مورد استفاده در تکنولوژیهای جداسازی زیستی)، اشاره نمود.نتیجهگیری و چشمانداز
از مجموع مباحث فوق نتیجه گرفته شد که " بیونانوتکنولوژی " یک حوزة نوین ناشی از تلفیق علوم زیستی و مهندسی در حوزة نانو است که افقهای جدیدی را در زمینة ساخت و توسعة سیستمهای تلفیقی بهوجود آورده و محققان را امیدوار کردهاست که بتوانند از این تلفیق، در ساخت نانوساختارهایی استفاده کنند که در آنها از مولکولهای بیولوژیکی بهعنوان اجزای سیستم مورد نظر استفاده شود؛ بهعنوان مثال، از استراتژی طراحی بیولوژیک (مثلاٌ، حالت زیپ مانند مولکول دورشتهای DNA ) بتوانند در ساخت چارچوبهای جداشدنی و الگویی برای چینش ( Assembly ) پایین به بالای (فرآیندی که طی آن، سازماندهی مولکولی، بدون دخالت نیروی خارجی صورت میگیرد) مواد معمولتر، استفاده کنند. این توانمندی نه تنها در حل مسائل مهمی در علوم زیستی چون کاوش و شناسایی دقیق ساختار موجودات زنده کاربرد خواهد داشت، بلکه میتواند محققان را در رفع چالشهای عمده مهندسی همچون نیاز به تکنیکهای نوین جهت سنتز مواد و دستکاری آنها یاری دهد و به این ترتیب دنیای نانو را به دنیای ماکرو وصل کند. بهعبارت دیگر این شاخة مهم علمی (یعنی بیونانوتکنولوژی)، به زودی قابلیت کاربرد در حوزههای مختلف غیرزیستی و حوزههای کاربردی ماکرو را خواهد داشت؛ کاربردهایی که هرچند در حوزه زیستی نیستند ولی الهام گرفته از فرآیندهای زیستی ( Bio-inspired ) هستند.منابع: :
www.itan.ir
http://www.irche.com
http://nano.ir/
نقش نانوتکنولوژی در درمان سرطان
امید به درمان سرطان؛ چرا نانو؟
در رابطه با اهداف و چالشهای انستیتوملی سرطان در خصوص رنج مبتلایان به این بیماری و مرگ و میر ناشی از آن و به منظور دسترسی به این اهداف تا سال 2015، تعدادی از زمینههایی که میتواند سهم عمدهای ازکاربردهای فناورینانو در سرطان داشته باشد، توجه بسیاری را به خود جلب نمود.تاکنون تعامل میان فناورینانو در زمینۀ سرطان و زیستشناسی سرطان، تحولی عظیم در روشهای تشخیص، درمان و پیشگیری از سرطان ایجاد کرده است، که این دستاوردها آغازی برای رسیدن به کاربردهای بالینی میباشند. فناورینانو با ارائه ابزارهای جدید موجب تسریع روند تشخیص سرطان در مراکز درمان سرطان و آزمایشگاههای تحقیقاتی و نیز درک چگونگی عوامل و فرآیندهای ایجاد کنندۀ این بیماری و دلایل پیشرفت آن، گشته است. به گفتۀ Andro von eschenbach، سرپرست انستیتو ملی سرطان، فناورینانو، دانش مربوط به مقیاسهای کوچک، در حال جذب بزرگترین دانشمندان از سراسر دنیا در زمینههای گوناگون علمی و مهندسی میباشد و هدف آن معطوف و هماهنگ کردن استعدادها و ذهن آنها بر روی حل مسائل و مشکلاتی است که بر سر راه تحقیقات در مورد تجهیزات درمان بالینی وجود دارد. به عقیدۀ وی، نانومواد و نانوابزارها نقشی بینظیر و حیاتی را در تبدیل دانش به پیشرفتهای مفید بالینی در زمینۀ تشخیص و درمان سلولهای سرطانی ایفا میکنند، کاری که با انجام آن روند تشخیص و درمان و نهایتاَ پیشگیری از سرطان کاملاَ متحول خواهد شد.مثالی که میتواند به منظور درک بیشتر پتانسیل وسیع فناورینانو در زمینۀ تغییر روشهای تشخیص و درمان سرطان به کار رود استفاده از نانوذرات میباشد. دکترParas Prasad از گروه شیمی دانشگاه بوفالو و دکتر Raoul kopelman از گروه فیزیک دانشگاه میشیگان، نانوذرات کروی تولید نمودند که شکلی شبیه به توپهای تنیس، البته با ابعادی برابر با یک دههزارم یک سر سوزن، دارند. این نانوذرات بهطور همزمان قادر به تشخیص تومورهای سرطانی بسیار ریز و نیز انتقال داروهای بسیار مؤثر و نابود کنندۀ این سلولها در یک موجود زنده میباشند. استفاده از این نانوذرات به عنوان دارو و برای درمان سلولهای بدخیم سرطانی هیچگونه تأثیر سوئی بر سلولها و بافتهای سالم بدن بر جای نمیگذارند.نوید فناورینانو:
اگرچه بعد از آن لیپوزومهای اولیه، تعداد محصولات نانومقیاس برای دستیابی انسان به کاربردهای درمانی و پزشکی اندک است، اما این بدان معنی نیست که فناورینانوی مرتبط با درمان سرطان، به پایان راه خود رسیده است. اکثر شیمیدانان، مهندسان و زیستشناسان دو دهۀ گذشته را صرف تسلط بر پیچیدگیهای کار با مواد نانومقیاس نمودهاند، در نتیجه هماکنون دانشمندان تصویر واضحتری از چگونگی ایجاد مواد نانومقیاس با خصوصیات مورد نظر و مورد نیاز برای کاربرد مؤثر در زندگی بشر را در پیش رو دارند.به گفتۀ دکتر Mauro Ferrari کار در مقیاس نانو سختتر از کارهایی است که در مورد محصولات لیپوزومی انجام گرفت و منجر به موفقیت شد. امروزه علیرغم تعداد وسیع محصولات نانومقیاس که هماکنون در دسترس میباشند، کاربردهای بالقوۀ این نانومواد محدود است. این محدودیت را مهندسان، شیمیدانان و دیگران ایجاد نکرده اند بلکه از محدود بودن تصور و دانستههای ما در مورد زیستشناسی سرطان ناشی شده است.فناورینانو در زمینۀ سرطان دربرگیرندۀ محدودۀ گستردهای از مواد و روشهاست که متقابلاً برای حل و برطرف نمودن تعداد زیادی از مسائل و مشکلات در این زمینه به کار میرود، از جمله:چند عملکرد در یک نانو ذره:
یکی از امیدبخشترین کاربردهای نانو ذرات، به کارگیری آنها به منظور انجام همزمان دو عمل تشخیص تومور و رساندن دارو به آن میباشد.دکترها kopelman، Prasad و Lanza، همگی در حال کار بر روی برخی کاربردهای ویژۀ نانو ذرات در این زمینه میباشند. بههمین ترتیب دکتر JamesBakerکه تحقیقاتش تحت حمایت NCR قرار دارد، و گروهش در دانشگاه میشیگان موفق به تولید dendrimerهای چند منظورهای شدند که به صورت نانو ذرات پلیمری کروی شکلی میباشند که قادرند با انواع مختلفی از مولکولها آرایشهایی تشکیل دهند.در ماههای اخیر، این گروه نتایج حاصل از آزمایشهای dendrimerهای چند کاره را بر روی حیوانات آزمایشگاهی را به صورت مقالههایی ارائه نمود که این نتایج حاکی از موفقیت dendrimerها در در انجام همزمان دو عمل تشخیص و درمان تومورها بود. یک چنین عملکرد چند منظورهای را شاید بتوان مهمترین مشخصۀ نانو ذراتی دانست که در درمان سرطان استفاده میشوند و دانشمندان با به کارگیری آنها قادر به وجود آوردن تحولات بسیار عظیمی در عرصۀ تشخیص، درمان و پیشگیری از سرطان خواهند بود.قابل توجه است که قابلیت دارورسانی به این طریق، خاص یک نوع داروی خاص نیست و در این شیوه میتوان به طور همزمان چندین داروی متفاوت را به یک تومور انتقال داد.مطمئناَ تلاشهای فراوانی به منظور تولید نانو ذرات چند کاره با خواص ویژۀ درمانی صورت خواهد گرفت؛ خواصی که هر سه عملکرد هدف یابی، ظرفیت ترابری و غلبه نمودن بر مقاومتی که تومور نسبت به دارو نشان میدهد، را به صورت یکجا داشته باشند. معذلک دانشمندان فناورینانو که در زمینۀ سرطان فعالیت میکنند خوشبین هستند که روشها و رقابتهای پیشبینی شده قادر خواهند بود بر چالشها و پیچیدگیهای موجود در این زمینه غلبه نمایند و نیز اینکه فناورینانو تحولات بسیار عظیمی را در زمینۀ سرطان ایجاد خواهد کرد که منافع آن برای بیماران سرطانی بیشمار خواهد بود.فنانوری نانو یک میدان چند بعدی است که زمینه های وسیع و متنوعی از ابزارها را در حوزه مهندسی، بیولوژی، فیزیک و شیمی پوشش میدهد:از حوزه نانو بردارها جهت هدفگیری و رساندن هدفمند داروهای ضد سرطان، تا مکانیزم های کنترل کنندة عملیات جراحی و پروسه های ترمیم و بهبودی.این حوزه وسیع در مبارزه علیه سرطان، چالشهای اساسی را پدید میآورد: در مقاله زیر میکوشیم تا چهارچوبهای چالش برانگیز در حوزه درمان سرطان را با معیاربررسی خط مشی NCI ، موسوم به ، Cancer Nanotechnology Plan ،مورد بررسی قرار دهیم.الف) چند تعریف اساسی:
• نانوتکنولوژی علاقه مند به، مطالعه ابزارهائی است که خودشان یا به کمک مولفههای اساسیشان در ابعاد یک الی هزار نانومتر، (از چند اتم تا ابعاد چند سلول) در مبارزه علیه سرطان بکار گرفته میشود.راهبردهای جدید در مبارزه علیه سرطان (رویکرد سرمایهگذاری(
در راستای اهداف CNPLan، سرمایه گذاری در 4 زمینه زیر صورت خواهد گرفت:اهداف و ماموریتهای ""CCNEها:
CCNE: Centers of Cancer Nanotechnology Excellenceآزمایشگاههای شاخص گذار نانوتکنولوژی (NCL):
Nanotechnology Characterization Laboratoryذرات نانویی و ابزارهای نانویی، از نظر ابعاد کاملا به مولکولهای زیستی نزدیکند و به سادگی میتوانند در اغلب سلولها نفوذ کنند. قابلیت ما در ادغام فیزیک،شیمی و خواص بیولوژیک این ذرات پژوهشگران و مهندسان را قادر خواهد ساخت تا نانو ذرات را در جهت ساخت دارو به کار گیرند، داروهایی که، در حوزهتصویر نگاری تشخیصی و کشف سرطان میتوانند مفید واقع شوند. NCL تهیهکننده زیر ساختهای پشتیبانی اساسی در راه توسعه این حوزه است. هدف NCL شتاب بخشی به مرحله انتقال فاز از حوزه بنیادین Nano-biotech به حوزه مهندسی است.ساخت تیمهای پژوهشی:
در این حوزه NCI هنوز به دنبال مکانیزم جدیدی برای توسعه تیمهای چند رشتهای است.سیاستهای تشویقی:
جایزه F33 NIH برای پژوهشگران ارشد که از طرف سرویس ملی پژوهش اهدا می شودبازه زمانی 3-5 ساله:
کامل کردن آزمایشات بالینی و ثبت و ذخیره سازی استفاده های دارویی(NDA) برای اولین عامل تصویر نگاری نانویی که قابلیت شناسایی کردن فعالیت زیر 100000سلول سرطانی مهاجم را داشته باشدشروع آزمایشات بالینی با عوامل متعدد تصویر نگاری نانویی توسعه قابلیتهایی برای پایش پروسه های سلولی فعال همانطور که در طی زمان تغییر می کنند.در دوره 1-3 ساله:
شروع آزمایشات بالینی با ابزارهای نانویی (بر پایه ابزارهای نمایشگر درون یاخته) با هدف ارزیابی آزمایشات بالینی و موثر بودن ابزارها.در دوره 3 تا5 ساله:
نشان دادن سیستمهای چند کاره (نمایشگر های داخل یاخته و نمایشگرهای محیط پیرامون یاخته) که قادر باشند سریعاً بازدهی روش درمان را بر اساس خودکشی سلولی(Apoptosis)، رگزایی،پسروی و دیگر نشانگرها، تعیین کنند.اولویت چهارم: روشهای درمانی چند منظوره در دوره 1-3 ساله:
فایل کردن کاربرد داروهای جدید جهت شروع آزمایشات بالینی به کمک یک سنسور هدفگیر(تشعشعی، مغناطیسی)دردوره 3-5 ساله:
هدایت چندبعدی عملیات بالینی با هدف گیرهای حساس(تشعشعی،میدان مغناطیسی)اولویت ششم:" امکان بخش" های پژوهش در دوره 1-3 ساله:
ایجاد ابزارهای نانویی نتیجه گیری، برای آنالیز پروتئینها و شناسایی زیست نشانگر.در دوره 3-5 ساله:
ایجاد ابزارهای تحلیلی نانویی به منظور مطالعه متیلاسیون DNA و فسفریزاسیون پروتئینگلوله سحرآمیز؛ از تحقیق تا کاربرد
روشهای معمول برای تشخیص و درمان سرطان شامل جراحی، بافت برداری، شیمی درمانی و پرتودرمانی میشود. جدیدترین داروهای ضدسرطان بر سلولهای سالم و سلولهای سرطانی تأثیرات تقریباً مشابهی دارند. این امر منجر به بروز آثار مضر و مسمومیت در تمام بدن میشود. در نتیجه، استفاده از این داروها اغلب باعث به وجود آمدن عوارض جانبی شدید در سایر بافتهای بدن (مانند فروداشت مغز استخوان1، بیماریهای عضلات قلب2 و مسمومیتهای عصبی) میشود، به طوری که حداکثر میزان داروی قابل مصرف را شدیداً کاهش میدهد.منابع :
http://www.nano.ir
www.maghaleh.net
nano.irannano.org
نانوکامپوزیت های پلیمری و رسی
نانوکامپوزیت های پلیمری
فرصتهای نانوکامپوزیتهای پلیمری
تقویت پلیمرها با استفاده از مواد آلی و یا معدنی بسیار مرسوم میباشد. برخلاف تقویتکنندههای مرسوم که در مقیاس میکرون میباشند، در کامپوزیتهای نانوساختاری فاز تقویتکننده در مقیاس نانومتر میباشد. توزیع یکنواخت این نانوذرات در فاز زمینه پلیمری باعث میشود فصل مشترک فاز زمینه و فاز تقویتکننده در واحد حجم، مساحت بسیار بالایی داشته باشد. برای مثال مساحت فصل مشترک ایجاد شده با توزیع سیلیکات لایهای در پلیمر بیشتر از 700 خواهد بود. علاوه بر این فاصله بین ذرات فاز نانومتری تقویتکننده با اندازه ذرات قابل مقایسه خواهد بود. برای مثال برای یک صفحه با ضخامت nm 1 فاصله بین صفحات در حدود 10 نانومتر در فقط 7 درصد حجمی از فاز تقویتکننده میباشد. این مورفولوژی از ویژگیهای ابعاد نانومتری میباشد. هم از جنبه تجاری و هم از جنبه نظامی، ارزش نانوکامپوزیتهای پلیمری فقط به خاطر بهبود خواص مکانیکی نمیباشد. در کامپوزیتها کارایی مورد نیاز، خواص مکانیکی، هزینه و قابلیت فرآوری از موضوعات بسیار مهم میباشد. نانوکامپوزیتهای پلیمری بر این محدودیتها غلبه کرده است. برای مثال پیشرفت سریع نانوکامپوزیتهای پلیمر- سیلیکات لایهای را درنظر بگیرید. تلاشهای ده سال اخیر باعث شده است که مدول کششی و استحکام این کامپوزیتها دوبرابر شود، بدون اینکه مقاومت به ضربه آنها کاهش یابد. مثلاً برای تعداد زیادی رزینهای ترموپلاستیک مثل نایلون و اولفین و همچنین رزینهای ترموست مثل اورتان، اپوکسی و سیلوگزان با افزایش مقدار کمی مثلاً 2% حجمی از سیلیکات لایهای میتوان به این خواص رسید. اخیراً جنرال موتورز و شرکایش مثل Basel و Southarn Clay Products و Black hawk Automotive در قسمتهای خارجی اتومبیل از نانوکامپوزیتهای با زمینه اولفین ترموپلاستیک و تقویتکننده سیلیکات لایهای استفاده کردهاند. یک نانوکامپوزیت اولفینی با 5/2% سیلیکات لایهای بسیار مستحکمتر و سبکتر نسبت به ذرات مرسوم تالک که در ساخت کامپوزیتهای مرسوم به کار میرود، میباشد. باتوجه به نوع قطعه و ماده تقویتکننده در یک نانوکامپوزیت اولفینی میتوان کاهش وزنی درحدود 20% را بدست آورد. علاوه بر این مقدار مواد مصرفی نیز نسبت به کامپوزیتهای مرسوم کاهش خواهد یافت. این مزایا باعث خواهد شد که تأثیرات مثبتی بر مسائل زیست محیطی و بازیافت آنها داشته باشد. به عنوان مثال گزارش شده است که استفاده از نانوکامپوزیتهای پلیمری با لایه های سیلیکاتی در صنایع خودرو آمریکا باعث صرفهجویی در مصرف 5/1 میلیارد لیتر گازوئیل در طول عمر خودرو تولیدشده در یک سال خواهد شد و درنتیجه چیزی در حدود 10 میلیارد پوند دیاکسید کربن کمتر نشر خواهد یافت. باتوجه به گستردهبودن پلیمرها و رزینها و همچنین نانومواد تقویتکننده و کاربردهای فراوان آنها موضوع نانوکامپوزیت های پلیمری بسیار گسترده میباشد. در توسعه مواد چند جزئی چه در مقیاس نانو و یا میکرو سه موضوع مستقل باید مورد توجه قرار گیرد: انتخاب اجزاء، تولید، فرآوری و کارایی در مورد نانوکامپوزیتهای پلیمری هنوز در اول راه میباشیم و باتوجه به کاربرد نهایی آنها زمینههای بسیاری برای توسعه آنها وجود دارد. دو روش اساسی تولید این نانوکامپوزیتهای پلیمری "روشهای درجا" و روش " ورقهای کردن " Exfoliation) ) میباشد. در روش درجا فاز تقویتکننده در زمینه پلیمری توسط روشهای شیمیایی و یا جداسازی فازها تولید میشود. زمینه پلیمری به عنوان محلی برای تشکیل این اجزاء میباشد. به عنوان مثالی از این روش ها میتوان تجزیه و یا واکنش شیمیایی مواد پیشسازه در زمینه پلیمری را نام برد. در حال حاضر ورقهایکردن لایههای سیلیکاتی و نانوفایبرها/ نانولولههای کربنی توسط صنایع بسیاری مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. همچنین مؤسسات دولتی و دانشگاهی بسیاری بر روی این موضوع کار میکنند. درباره این موضوع در ادامه صحبت خواهیم کرد.سیلیکاتهای لایهای
سیلیکاتهای لایهای (آلومینوسیلیکاتهای 2 به 1، فیلوسیلیکاتها، رسهای معدنی و اسمکتیتها) تا به امروز بیشترین کاربرد را در تحقیقات نانوکامپوزیتهای پلیمری داشته است. سیلیکاتهای لایهای ویژگی های ساختاری مانند میکا و تالک دارد و از آلومینوسیلیکاتهای هیدراته تشکیل شده است. در شکل (1 ) ساختار کریستالی آنها را مشاهده میکنید. نیزوهای واندروالس در بین لایهها که حامل کاتیونها میباشند ( M + ) لایهها را که توسط پیوند کووالانسی به هم متصلاند را از هم جدا میسازد. این لایهها ضخامتی در حدود 96/0 نانومتر دارند.نانولوله های کربنی
برخلاف تحقیقات 25 ساله بر روی توزیع سیلیکاتهای لایهای در پلیمرها، تحقیقات در زمینه توزیع نانولولههای کربنی در پلیمرها بسیار جدید میباشد. نانولولههای کربنی در حین افزایش و بهبود خصوصیات فیزیکی و مکانیکی پلیمرها باعث میشوند که خواص الکتریکی و گرمایی رزینها نیز بهبود یابد. قطر این نانولولهها میتواند از 1 تا 100 نانومتر باشد و نسبت وجهی (طول به قطر) بیشتر از 100 یا حتی 1000 باشد. مانند سیلیکاتهای لایهای ماهیت غیرهمسانگردی این لولهها باعث میشود که در کسر حجمی کمی از نانولوله ها رفتار جالبی در این نانوکامپوزیتها پیدا شود. نانولولههای کربنی در دو گروه طبقهبندی میشوند. نانولولههای تکدیواره و نانولولههای چنددیواره. علت علاقه به نانولولههای کربنی تکدیواره و تلاش برای جایگزینکردن آنها در صنعت براساس محاسبات تئوری و تأییدات آزمایشگاهی بر خصوصیات عالی مکانیکی و رسانایی الکتریکی آنها مانند فلزات میباشد. با وجود متغیربودن نتایج آزمایشهای تعیین مشخصات نانولولههای کربنی، تئوریها نشان از عالی بودن خواص نانولولههای کربنی دارند. به همین دلیل در چند سال اخیر نانولولههای کربنی در تولید و ساخت نانوکامپوزیتها به عنوان فاز تقویتکننده به کار رفتهاند. اگرچه اکثر مطالعات در زمینة نانوکامپوزیتهای زمینة پلیمری بوده است، تلاشهایی نیز در ساخت نانوکامپوزیتهای فلزی و سرامیکی شده است.در این مقاله سعی بر آن داریم که مروری بر تلاشهای صورت گرفته در ساخت نانوکامپوزیتهای تولید شده با استفاده از نانولولههای کربنی داشته باشیم و چالشهای توسعه این نانوکامپوزیتها را معرفی کنیم. رقابت بر روی توسعه روشهای ساخت با هزینه کم، فرآوری نانولولههای کربنی تکدیواره و همچنین پایداری خصوصیات این نانولولهها در حین فرآوری پلیمر- نانولوله، از موانعی هستند که سرعت پیشرفت در تولید نانوکامپوزیتهای پلیمری پرشده با نانولولههای کربنی را محدود کردهاند. برعکس در دسترسبودن و تجاریبودن نانولولههای کربنی چنددیواره باعث شده است که پیشرفتهای بیشتری در این زمینه داشته باشیم. تاحدی که محصولاتی در آستانه تجاریشدن تولید شده است. به عنوان مثال از نانولولههای کرینی چنددیواره (جایگزین Carbon-black ) در پودرهای رنگ استفاده شده است. استفاده از این نانولولهها باعث میشود که رسانایی الکتریکی در مقدار کمی از فاز تقویتکننده حاصل شود و کاربرد آنها در پوششدادن قطعات اتومبیل میباشد. یکی ازمعایب نانولولههای چنددیواره نسبت به تکدیواره این است که استحکامدهی آنها کمتر میباشد زیرا پیوندهای صفحات داخلی ضعیف میباشند. در هر حال، درحال حاضر کاربردهایی که باعث استفاده از نانولولهها در تقویتدادن پلیمرها میشود، بهبود خواص گرمایی و الکتریکی میباشد تا بهبود خواص مکانیکی. بنابراین کاربرد نانولولههای کربنی چنددیواره بسیار زیاد میباشد. از نظر نظامی نیز فراهمکردن هدایت الکتریکی، و یا الکتریکی در فیلمها و فایبرهای پلیمری فرصتهای انقلابی بوجود خواهد آورد. به عنوان مثال از پوستههای الکتریکی-مغناطیسی گرفته تا کامپوزیتهای رسانای گرما و لباسهای سربازهای آینده.نانوکامپوزیتهای با زمینه فلزی و سرامیکی
در مورد نانوکامپوزیتهای بر پایه نانولولههای کربنی بیشترین تمرکز بر روی نانوکامپوزیتهای با زمینه پلیمری بوده است. با این حال خواص منحصربه فرد نانولولهها در سرامیکها نیز میتواند به کار گرفته شود. سرامیکها دارای سفتی و پایداری حرارتی بسیار بالا و چگالی پایین میباشند. یکی از مشکلات سرامیکها در بهکارگیری به عنوان اجزای سازهای، ترد بودن آنها میباشد. بنابراین به نظر میرسد که نانولولههای کربنی بتوانند در افزایش چقرمگی سرامیکها مؤثر باشند. ترکیب نانولولههای کربنی با سرامیکها پتانسیل تولید موادی با مقاومت گرمایی، چقرمگی و مقاومت به خزش بالا را دارد. با استفاده از ذرات SiC و %10 وزنی نانولولة کربنی و استفاده از پرس در دمای بالا، نانوکامپوزیتهایی را تولید کردهاند که گزارش شده است این کامپوزیتها بهبودی10 درصدی در استحکام و چقرمگی شکست آن داشتهاند. محققان دیگری نیز تکنیکهایی را برای ساخت نانولولههای کربنی به صورت درجا به هدف تولید پودرهای کامپوزیتی (نانولولههای کربنی/ اکسید فلزات) توسعه دادهاند. سپس این پودرها به منظور تولید یک قطعه کامپوزیتی در دمای بالا فشرده شدهاند. گروهی دیگر از محققان نیز از روشهای الکترولیز برای تولید نانوکامپوزیتهای با زمینه فلزی توسط نانولولههای کربنی استفاده کردهاند. این بررسیها بهبود اندکی را در هدایت الکتریکی آلومینیوم با افزایش درصد حجمی نانولوله نشان میدهد. خواص مکانیکی و فیزیکی عالی نانولولههای کربنی، به همراه چگالی پایین آنها، کربن را به عنوان یک کاندیدای عالی برای استحکامدهی به کامپوزیتها معرفی کرده است. درک کامل از رفتار حرارتی- مکانیکی نانوکامپوزیتهای ساختهشده با نانولولههای کربنی، نیاز به آشنایی با رفتار الاستیک و خصوصیات شکست نانولولههای کربنی و همچنین فصل مشترک ماده در زمینه با نانولوله دارد. با این حال این نیازها در کامپوزیتهای رایج نیز احساس میشود؛ فقط در حال حاضر ابعاد فاز تقویتکننده از میکرومتر به سمت نانومتر کاهش یافته است. همچنین با کاهشیافتن ابعاد، چالشهایی در فرآوری این کامپوزیتها، تعیین مشخصات، اندازهگیری رفتار الاستیک و شکست آنها نیز وجود دارد. تحقیقات اولیه، پتانسیل بالای نانولولهها را در تقویتکردن مواد نشان میدهد ولی مطالعات بنیادی برای رفع چالشهای ذکرشده بسیار مهم میباشد.چالشها
در نانوکامپوزیتهای پلیمری هدف نهایی، توزیع یکنواخت فاز تقویتکننده نانومتری میباشد. اساساً 4 روش برای تولید نانوکامپوزیتهای یکنواخت وجود دارد: فرآوری محلولی، پلیمریزاسیون درجا، فرآوری مزوفازها و فرآوری مذاب. تحقیقات بسیاری در مورد این فرآیندها برای بررسی پارامترهای کنترلکننده مورفولوژی نانوکامپوزیت حاصله با این روشها وجود دارد. عملگری سطحی و عناصر نانویی بهکاررفته در پلیمرها باید به گونهای باشد که نرخ پلیمریزاسیون و محل شروع پلیمریزاسیون قابل کنترل باشد. زیرا درحین پلیمریزاسیون ممکن است عناصر نانویی تقویتکننده آگلومره شوند. نقطه کلیدی در تمام این فرآیندها مهندسی فصل مشترک بین پلیمر و نانوذره میباشد. برای این فرآیندها عموماً از سورفکتانتها استفاده میشود. برای مثال از مولکولهایی که بصورت یونی با سطح نانوذرات پیوند داشته باشند (در سیلیکاتهای لایهای) استفاده میشود و درمورد نانولولههای کربنی از پلیمرهایی که بصورت فیزیکی به آنها متصل میشوند استفاده میشود. این بهسازیهای سطحی باعث میشوند که عکسالعمل بین فصل مشترکها بهبود یابد. بیشترین تلاشها در حال حاضر بر روی بهسازهایی شده است که باعث میشود توزیع نانوذرات تسهیل یافته و بصورت یکنواخت توزیع شوند. در حال حاضر موضوعات با درجه بالای اهمیت در تحقیقات عبارتند از: درک دقیق و عمیق از منطقه فصل مشترک فاز تقویتکننده و پلیمر، وابستگی خصوصیات فصل مشترک به شیمی سطح نانوذره، آرایش اجزاء و ارتباط بین منطقه فصل مشترک و خصوصیات نانوکامپوزیتها. همچنین درک کلی از ارتباط مورفولوژی و خصوصیات حاصله در رفتار مکانیکی، گرمایی و مقاومتی بسیار کم میباشد.نانوکامپوزیتهای برپایه رس
مطالعه مواد مخلوط برپایه ترکیبات غیرآلی و لایهای، مانند رس، از مدتها پیش شروع شده است. اما با شناختهشدن خواص استثنایی این نانوکامپوزیتها مطالعه آنها مجدداً جان تازهای گرفته است. متغیرهای مهم و تأثیرگذار بر خواص این نانوکامپوزیتها عبارتند از: نوع رس، انتخاب نوع عملیات اولیه بر روی رس، انتخاب پلیمر و روش به کاربردن پلیمر در ساخت نانوکامپوزیت. فاکتور آخری متأثر از فرآیند ساخت و با توجه به نوع کاربری استفادهکننده میباشد.رس و بهینه سازی آن
رسهای معمولی مواد معدنی طبیعی میباشند که به خاطر طبیعیبودنشان ترکیب آنها متغیر میباشد. خلوص رس میتواند بر روی خصوصیات نهایی نانوکامپوزیت تأثیرگذار باشد. اغلب رسها آلومینوسیلیکات میباشند که ساختاری ورقهای دارند و ساختار آنها حاصل از اتصال SiO 4 و AlO 6 به صورتهای مختلف میباشد. چنانچه نسبت SiO 4 به AlO 6 2 به 1 باشد، رسهای اسمکتیت حاصل میشود که رایجترین نوع رس بوده و مونتموریلونیت نامیده میشود. فلزات دیگری مانند منیزیم نیز میتواند جایگزین آلومینیوم شود. با توجه به ترکیب شیمیایی رس، سطح و لبهها باردار میشود. این بار با یونهای داخلی رس بالانس میشود. ضخامت این لایهها (صفحات) در حدود یک نانومتر میباشد و نسبت وجهی (Aspect ratio) بسیار بالایی دارند که عمدتاً در محدودة 100 تا 1500 میباشد. این صفحات رسی عمدتاً به صورت توده ای میباشند. باید توجه داشته باشیم که وزن مولکولی این صفحات نسبت به پلیمرها بسیار بیشتر میباشد. علاوه بر این، این صفحات صلب نمیباشند بلکه مقداری انعطاف دارند. این رسها عمدتاً مساحت سطحی بالایی دارند(بیشتر از صدها مترمربع بر گرم). یکی دیگر از مشخصات این رسها ظرفیت تبادل یونی آنها (مثلا کاتیون) میباشد که در محدودة وسیعی تغییر میکند. یکی از منتجات بارداربودن رسها ماهیت "هیدروفیلیکبودن" آنها میباشد که باعث میشود با بسیاری از پلیمرها ناسازگار باشد. یک پیشنیاز مهم برای ساخت موفق نانوکامپوزیتهای پلیمر- رس تغییر قطبیت رس میباشد. بصورتی که "ارگانوفیلیک" شوند. یک رس ارگانوفیلیک از رس هیدروفیلیک به این صورت تهیه میشود که تبادل یونی با یک کاتیون آلی مثل یون آلکیل آمونیوم انجام میشود. برای مثال در مونتموریلونیت یونهای سدیم در رس میتوانند با یک آمینواسید مثل 12-آمینودودکانوئیک (ADA) جایگزین شوند.فرآوری نانوکامپوزیتهای رسی
انتخاب روش ساخت نانوکامپوزیت بستگی به نوع مخلوط مورد نیاز دارد. رس میتواند بصورت "مجتمع" توزیع شود و یا بصورت "ورقهای" توزیع شود (شکل(1)). در حالت اول مادة آلی بین لایههای رس نفوذ میکند ولی فاصله آنها فقط مقدار کمی افزایش مییابد و همچنان به موازات هم باقی خواهند ماند. در حالت ورقهای لایههای رسی کاملاً از هم جدا شده و تکلایهها در ماتریس ماده آلی توزیع میشوند. در حالت دیگر ذرات رس (tactoids) میتوانند در ماتریس پلیمری توزیع شوند ولی در این حالت فقط نقش پرکننده را بازی میکنند.فاکتورهای مؤثر بر مخلوط رس- ماده آلی
در سالهای اخیر مطالعات فراوانی بر روی پارامترهای کنترلکننده ساختار ورقهای و یا مجتمع لایههای رسی از مخلوط رس - ماده آلی انجام شده است. باتوجه به اینکه نانوکامپوزیتهای رسی میتوانند بر روی خواص متعددی بهبود داشته باشند، مطالعه فاکتورهای ورقهایشدن رس بسیار مهم میباشد. این فاکتورها عبارتند از ظرفیت تبادل یونی رس، قطبیت محیط واکنش و ماهیت شیمیایی کاتیونهای بین لایهای (مثل یونهای اونیم). با بهسازی قطبیت سطحی رسها،یونهای اونیم اجازه نفوذ پلیمرها را به منطقه بین لایههای رسها میدهد. توانایی یونهای اونیم برای کمککردن به ورقهایشدن رس بسیار مهم میباشد. برای رسهایی که حامل بار مثبت میباشند، مثل هیدروتالسیت، به جای بهسازی با نمک اونیم از یک سورفکتانت آنیونی ارزانتر استفاده میشود. از روشهای دیگر بهسازی رس نیز میتوان استفاده کرد که بستگی به نوع پلیمر دارد. مثل عکسالعمل یون- دوقطبی، عاملهای کوپلکننده سیلان و بهکاربردن بلاک کوپلیمرها. به عنوان مثالی از عکسالعمل یون – دوقطبی میتوان تجمع مولکولهای کوچک مثل دودسیل پیرولیدون را در رس نام برد. جابجایی این مولکولهای پلیمری براساس تفاوت آنتروپی میباشد. از واکنشهای غیرمطلوب لبههای رس با پلیمرها توسط عاملهای کوپلکننده سیلانی جلوگیری میشود. علاوه براین میتوان از رسهای بهسازیشده با یونهای اونیوم استتفاده کرد. یک روش دیگر برای سازگارکردن رسها با پلیمرها توسط TNO ارائه شده است. در این روش از کوپلیمرهای graft و یا block استفاده میشود. یک جزء این کوپلیمرها با رس سازگار میباشد و جزء دیگر با ماتریس پلیمری. مثالی از این موضوع در شکل زیر آورده شده است (شکل (2)). با استفاده از این روش میتوان به درجه ورقهایشدن بالایی رسید.پلیمر
انتخاب صحیح رس بهسازیشده برای نفوذ موثر پلیمر، بین لایههای رس بسیار ضروری میباشد. درحقیقت توسعه مواد شیمیایی سازگارکننده رسها، بدون شک کلید توسعه این نانوکامپوزیتها میباشد. برای ماتریس این نانوکامپوزیتها میتوان از پلیمرها و یا منومرها استفاده کرد. در مورد دومی بصورت درجا عمل پلیمریزاسیون انجام میشود و نانوکامپوزیت رس- پلیمر تشکیل میشود. تا به امروز موفقترین روش برای ساخت نانوکامپوزیتها روش اولی میباشد. اگرچه ممکن است کارایی آنها را محدود کند. پلیمرها را میتوان بصورت مخلوطکردن در مذاب: برای مثال اکسترودکردن و یا بصورت حلکردن، به رسها اضافه کرد. مخلوطکردن در مذاب نیاز به نیروی برشی برای ورقهایشدن رس دارد و تأثیر آن در تولید نانوکامپوزیت ورقهای نسبت به پلیمریزاسیون درجا بسیار کمتر میباشد. از هردو نوع پلیمرهای ترموپلاستیک و ترموست میتوان برای ساخت نانوکامپوزیتها استفاده کرد. مثل • نایلونهانانوکامپوزیتهای رس- نایلون
اولین مثالی که به روش پلیمریزاسیون درجا و توسط تویوتا استفاده شد، ساخت نانوکامپوزیتهای رس- نایلون میباشد و این سیستم احتمالاً بیشتر از بقیه مورد مطالعه قرار گرفته است. به عنوان مثال رس بهسازیشده با ADA در منومر کاپرولاکتام توزیع میشود. سپس پلیمریزاسیون انجام میشود و مخلوط نایلون -6- رس کامپوزیتی را بصورت ورقهای تشکیل میدهد. ورقهایشدن کامل هنگامی اتفاق میافتد که منومرها به داخل رس نفوذ کنند. در این نانوکامپوزیتها غلظت رس بسیار کم میباشد. زیرا غلظت بالای رس باعث افزایش ویسکوزیته سیستم میشود و فرآوری آن مشکل خواهد بود. از نایلونها و کوپلیآمیدهای دیگری نیز در ساخت نانوکامپوزیتهای رسی استفاده شده است. مثلاً گروههای هیدروکسیل در رسهای بهسازیشده با اونیمها باعث بهبود سازگاری نایلون میشود. این موضوع به علت باندهای هیدروژنی میباشد. که باعث بهبود خواص نانوکامپوزیت میشود. برای سیستمهای پلیمری دیگر بهسازی با عوامل دیگری انجام میشود. مثلاً در مورد کوپلیمرهای اتیلن- وینیل الکل (EVOH) یونهای آمونیوم 4 تایی هیدروکسیلهشده سازگاری بین رس و EVOH را بهبود میدهد. در نانوکامپوزیتهای پلیپروپیلن (PP) ،از پلیپروپیلن graft شده با مالئیک انهیدرید به عنوان سازگارکننده استفاده میشود. آغازگرهای پلیمریزاسیون میتواند از طریق تبادل یون به رس متصل شود.آینده نانوکامپوزیتهای رسی
از اهداف آینده مورد نظر میتوان به توسعه سیستمهای پلیمری موجود در این نانوکامپوزیتها و همچنین توسعه مواد سازگارکننده، اشاره کرد. توسعه نانوکامپوزیتهای بر پایه PVC و PET نیز از موضوعات مورد تحقیق میباشد. تقویت نانوکامپوزیتهای رسی با فایبرگلاس اخیراً مورد بررسی قرارگرفته است. همچنین در رساناکردن نانوکامپوزیتهای رسی علاقه فراوانی وجود داردکاربرد تابشهای پرتوزا
بسیاری از محصولات تولیدی واکنش شکافت هستهای بشدت ناپایدارند و در نتیجه، قلب رآکتور محتوی مقادیر زیادی نوترون پرانرژی، پرتوهای گاما، ذرات بتا، همچنین ذرات دیگر است. هر جسمی که در رآکتور گذاشته شود تحت مباران این همه تابشهای متنوع قرار میگیرد.آشنایی با اجزای رآکتورهای هسته ای
در حالى که تولید انرژى با استفاده از سوختهاى فسیلى در جهان روز بروز گرانتر مى شود، برق هسته اى که در نیروگاههاى هسته اى و با استفاده از واکنش شکافت هسته اى تولید مى شود منبع بسیار خوبى براى تولید انرژى و جایگزینى آن با برق فسیلى به شمار مى رود. تولید برق به روش هسته اى - ضمن آنکه پایان ناپذیر است - گازهاى گلخانه اى هم تولید نمى کند. تنها مشکل آن زباله هاى هسته اى است که در صورتى که از آنها درست محافظت کنیم، عملاً هیچ ضررى براى محیط زیست ندارد.رآکتورهاى شکافت:
بر اثر شکافت هسته هاى سنگین مثل اورانیوم و تبدیل آن به هسته هاى سبکتر و پرتوهای آلفا یا بتا و نوترون، مقدارى انرژى جنبشى هم آزاد مى شود. اگر جرم محصولات شکافت را از جرم ماده ابتدایی کم کنیم، مقدار ناچیزى باقى مى ماند. این مقدار ناچیز طبق معادله معروف «اینشتین»، E=mc2، تبدیل به انرژى جنبشى مى شود. گرماى تولید شده با شکافت در قلب رآکتور با میله هایى تنظیم مى شود. نوترونها تحریک کننده شکافت اند.قلب رآکتور:
فرایند شکافت معمولاً نوترونهاى سریع تولید مى کند؛ اما براى اینکه هسته اورانیوم شکافته شود، به نوترون کند نیاز است. براى این کار، از کندکننده هاى نوترونى استفاده مى شود. گرافیت و آب سنگین توان این کار را دارند.واکنش زنجیره اى:
هر نوترون کند اورانیوم را مى شکافد؛ حاصل علاوه بر هسته هاى کوچکتر تعدادى نوترون است که خود هسته هاى اورانیوم دیگر را مى شکافد. به این فرایند واکنش زنجیره اى مى گویند که اساس کار رآکتور است.نخستین رآکتورهاى هسته اى:
فرمى و زیلارد نخستین کسانى بودند که توانستند واکنش زنجیره اى کاملی را در رآکتوری هسته اى انجام دهند. آنها در دهه ۱۹۴۰ که روى طرح ساخت بمب هسته اى براى ایالات متحده (منهتن) کار مى کردند در دانشگاه شیکاگو و در آزمایشگاهشان این کار را انجام دادند؛ اما در سال ۱۹۵۵ که اندیشه اقتصادى شدن انرژى هسته اى رواج یافت، آنها این کشف را در اداره اختراعات و اکتشافات ایالات متحده ثبت کردند.انواع رآکتورها:
رآکتورها از لحاظ سرعت عملشان به دو دسته تقسیم مى شوند:راکتورهای هسته ای
مقدمه:
شکافت هسته ای اتم اورانیم 235 در واقع در اثر نفوذ یک نوترون حرارتی به درون هسته یک اتم سنگین است که باعث شکافت آن به دوپاره از هسته های جدید و سبکتر می گردد. در ضمن در عمل شکافت به طور متوسط 2-3 نوترون ایجاد شده و مقداری انرژی تابشی گاما آزاد می گردد. انرژی سینتیک محصولات شکافت و نوترون ها به مواد اطراف خود از طریق برخورد و جذب پرتو به تولید گرما منجر خواهد شد. انرژی آزاد شده از هر شکافت حدود 11-10*3.2 ژول است در حالیکه تولید انرژی از منابع متعارف سوخت فسیلی که حاصل تشکیل یک مولکول دی اکسید کربن هست حدوداورانیم 235 ، پلوتونیم 239 و اورانیم 233
اتم های مستعد با قابلیت تبدیل به اتم های قابل شکافت عبارتند از: اورانیم 238 و توریم 2322 ـ کند کننده ها
کند کننده ماده ای است که برای کند کردن نوترون های سریع تا انرژی های حرارتی در راکتورهای هسته ای مورد استفاده قرار می گیرند. گاهی اوقات همین کندکننده ها عمل سرد کنندگی راکتور را هم انجام می دهد. موادی که می توانند به عنوان کننده مورد استفاده قرارگیرند عبارتند از: آب، آب سنگین، گرافیت و گاهی اوقات هم بریلیوم آب به دلیل داشتن هیدروژن که عنصری سبک است و نیز فراوانی و ارزانی آن مورد استفاده قرار می گیرد. به طور کلی هرچه ماده کندکننده دارای قابلیت کندکنندگی بهتری برای نوترون ها باشد درجه کمتری از سوخت غنی شده مورد نیاز خواهد بود. آب سنگین بهتر از گرانیت و گرانیت بهتر از آب دارای خاصیت کندکنندگی است، ولی تولید آب سنگین نسبتاً گران است و گرانیت هم تاثیرات نامطلوبی در نتیجه در نتیجه پرتوگیری از خود بروز می دهد.3 ـ خنک کننده ها:
خنک کننده برای انتقال حرارت از میله های سوخت به طور مستقیم مورد استفاده قرار می گیرد. این فقط در صورتی است که خنک کننده نقش کند کننده هم داشته باشد. در مواردی که ماده کند کننده دیگری مورد استفاده است در این صورت انتقال حرارت معمولا توسط خنک کننده مستقیماً از کندکننده و غیر مستقیم یا در بعضی موارد مستقیم از میله های سوخت انجام می پذیرد. اکثراً آب به عنوان سرد کننده مورد استفاده قرار می گیرد. به هر حال گاهی اوقات آب سنگین، فلزات مایع(سدیم و پتاسیم) یا حتی گازها(دی اکسیدکربن) هم ممکن است مورد استفاده واقع شوند. امروزه در اکثر راکتورهای تجاری آب به عنوان سردکننده مورد استفاده قرار می گیرد. در اینصورت آب علاوه بر نقش سرد کنندگی وظیفه کند کنندگی را نیز انجام می دهد.4 ـ سیستم های ایمنی در راکتور
وظایف دستگاه ها و سیستم های کنترل(I&C) در راکتورهای هسته ای شامل اندازه گیری، کنترل، تنظیم، چک کردن و حفاظت است. عملیات اجرایی راکتور بر اساس نیازهای فیزیکی، شیمیایی، فرآیندهای مهندسی و اپراتوری است که به عهده سیستم ها و دستگاه های آن گذاشته شده است. سیستم دستگاهی و کنترل ممکن است به دوبخش ایمنی و اپراتوری یا کارگردانی تقسیم شوند. حفاظت راکتور و محیط زیست به عهده سیستم های ایمنی گذاشته شده است. این سیستم¬ها غالبا در مواقع ضروری کارمی کنند و در دوران بهره برداری و خارج از وضعیت اضطراری اکثرا غیرفعال هستند. قابلیت عملکرد این دستگاه های نصب شده اضافی دائما بطور خود مونیتورینگ و تست های دوره ای بررسی می شوند. کنترل قدرت راکتور معمولا در بخشی از I&C ایمنی ملحوظ و منظور می گردد. کنترل و دستگاه های اوپراتوری شامل تمام سیستم هایی است که کارگردانی و یا عملکرد طبیعی و بدون خطر یک راکتور هسته ای را تضمین و مطمئن می سازد. به همین دلیل ممکن است آنرا به گروه های اجرایی وکارهای پیچیده ای که در خط فرآیند است تقسیم نمود.5 ـ میله های کنترل
میله های کنترل برای تنظیم توزیع قدرت در راکتور در زمان اپراتوری مورد استفاده قرار می گیرند. مهمترین وظیفه میله های کنترل که بین میله های سوخت قرار می گیرند، برای خاموش کردن یا متوقف کردن فرآیند شکافت هسته ای در زمان هایی که لازم است، چنین عملی انجام شود. خاموش کردن راکتور می تواند از طریق کنترل اتوماتیک یا توسط اپراتور انجام پذیرد. میله های کنترل از موادی ساخته شده اند که خیلی سریع با جذب نوترون ها واکنش های هسته ای را متوقف می کنند. موادی که به این منظور استفاده می شوند عبارتند از کربور نقره، ایندیم، کادمیم و هافنیوم. میله های کنترل به داخل وخارج از میله های سوخت حرکت کرده و نرخ واکنش هسته ای را تنظیم می نمایند.6 ـ حفاظت راکتور
وظیفه سیستم حفاظت از راکتور اطمینان از آشکارسازی تمام حوادث پیش بینی شده در طراحی و اعتماد از امکان انجام عملیات حفاظتی می باشد. این برنامه و تمهیدات باید اطمینان دهد راکتور همیشه بطور ایمن کار می کند. حوادث، بخش هایی از یک حادثه بزرگتر هستند که به کارگردانی راکتور دیکته می کند که به دلایل ایمنی کار راکتور باید قطع شود. بنابراین داده های آنالوگ سیستم ارزیاب، فرآیندهای ویژه منجر به حادثه احتمالی را شناسایی کرده و از طریق یک سیستم دیگر علائمی را تولید می کند که نشان می دهد حدود آن نارسایی ها و یا اشکالات از حد معینی فراتر رفته است. این علائم واقعی آغاز انحراف یا لغزش راکتور از حالت طبیعی است که ترجیحا تمام عملیات کارگردانی را تحت کنترل درمی آورد و متعاقبا فعال شدن تمام سیستم های مهندسی ایمنی را برای کنترل حادثه، باعث می گردد. در تمام موارد، شناسایی و آشکارسازی مبتنی بر فرآیندهای متفاوتی است که هر نوع ابهامی را در رابطه با سیستم آشکارسازی حادثه و قصورهای رایج در سیستم ارزیابی داده ها رفع می کند. وسایل و ابزار اضافی تکمیلی چنان، اطمینانی را فراهم می آورند که با حفاظت به موقع راکتور اثرات سوء حادثه های احتمالی کاهش یابد. وسایل اضافی مبتنی بر انجام وظیفه های انحصاری، به طور فیزیکی از نظر محل قرارگیری طوری از یکدیگر جداشده اند که در مقابل حوادث بیرونی می توانند سالم باقی بمانند. تابلوی وضعیت سیستم حفاظت راکتور را در تمام زمان های کار عادی راکتور و شرایط اضطراری به طور بسیار روشن و واضح به پرسنل کارگردانی اعلام می نماید. تست های دوره ای با دستگاه های مخصوص تست کردن انجام می شوند. قصورهای آشکار و نهان در کانال های مربوطه توسط خویش گزارشگر اعلام می شوند.رآکتور هسته ای
همه رآکتورهای هسته ای تجاری از طریق شکافت هسته ای گرما تولید می کنند. همانطور که می دانید، شکافت اورانیوم نوترون های زیادی آزاد می کند، بیشتر از آنکه لازم باشد. اگر شرایط واکنش مساعد باشد فرآیند به طور خود به خودی انجام می شود و یک زنجیره از شکافت های هسته ای به وجود می آید. نوترونهایی که از فرآیند شکافت آزاد می شوند، بسیار سریعند و هسته های دیگر نمی توانند آنها را به راحتی جذب کنند. از این رو در اکثر رآکتورها قسمتی به نام کند کننده نوترون وجود دراد که در آن از سرعت نوترونها کاسته می شود و در نتیجه نوترونها به راحتی جذب می شوند. چنین نوترونهایی آن قدر کند می شوند تا با هسته راکتور به تعادل گرمایی برسند. نام گذاری این نوترونها به نوترونهای گرمایی یا نوترونهای کند هم از همین رو است.طراحی یک رآکتور
رآکتورهای هسته ای برای انجام واکنش های هسته ای در مقیاس وسیع طراحی می شوند. گرما، اتمهای جدید و تابش بسیار شدید نوترون، محصولات واکنش انجام شده در رآکتور هستند و بسته به استفاده ای که از رآکتور می شود، از یکی از محصولات استفاده می شود. در یک نیروگاه هسته ای تولید برق از انرژی گرمایی تولید شده برای چرخاندن توربین و درنهایت تولید انرژی الکتریکی استفاده می شود. در برخی رآکتورهای نظامی و آزمایشی بیشتر از باریکه نوترون پر انرژی استفاده می شود تا مواد ساده را به عناصر کم یاب و جدیدی تبدیل کنند.انواع رآکتورهای گرمایی
در در رآکتورهای گرمایی علاوه برکند کننده، سوخت هسته ای ( ایزوتوپ قابل شکافت القایی)، مخزن بخار و لوله های منتقل کننده آن، دیواره های حفاظتی و تجهیزات کنترل و مشاهده سیستم رآکتور نیز وجود دارند. البته بسته به این که این رآکتورها از کانالهای سوخت فشرده شده، مخزن بزرگ بخار یا خنک کننده گازی استفاده کنند، می توان آنها را به سردسته تقسیم کرد.بقیه اجزای نیروگاه هسته ای
غیر از رآکتور که منبع گرمایی است، تفاوت اندکی بین نیروگاه هسته ای و یک نیروگاه حرارتی تولید برق با سوخت فسیلی وجود دارد.رآکتورهای هسته ای طبیعی
در طبیعت هم می توان نشانه هایی از رآکتور هسته ای پیدا کرد، البته به شرطی که تمام عوامل مورد نیاز به طور طبیعی در کنار هم قرار گرفته باشند. تنها نمونه شناخته شده یک رآکتور هسته ای طبیعی دو میلیارد سال پیش در منطقه اوکلو در کشور گابون ( قاره آفریقا ) فعالیتش را آغاز کرده است. البته دیگر چنین رآکتورهایی روی زمین شکل نمی گیرند، زیرا واپاشی رادیواکتیو این مواد ( به خصوص U-235 ) در این زمان طولانی 5/4 میلیارد ساله ( سن زمین )، فراوانی U-235 را در منابع طبیعی این رآکتورها بسیار کاهش داده است، به طوری که مقدار آن به پایین تر از حد مورد نیاز آغاز یک واکنش زنجیره ای رسیده است.انواع رآکتورهای گرمایی
الف – کند سازی با آب سبک:a- رآکتور آب تحت فشار Pressurized Water Reactor(PWR)کند کننده
نوترونهای حاصل از یک شکافت هسته ای بیش از آن حدی گرمند که بتوانند یک واکنش شکافت هسته ای را آغاز کنند. انرژی آنها را باید کاهش داد تا با محیط اطراف خود به تعادل گرمایی برسند. محیط اطراف نوترونها ( قلب رآکتور ) دمایی در حدود 450 درجه سانتی گراد دارد.رآکتور آب جوشان، BWR
در رآکتور آب جوشان، از آب سبک استفاده می شود. آب سبک، آبی است که در آن فقط هیدروژن معمولی وجود دارد. ) BWR اختلاف زیادی با رآکتور آب تحت فشار ندارد، غیر از اینکه در BWR فقط یک چرخه خنک کننده وجود دارد و آب مستقیما در قلب راکتور به جوش می آید. فشار آب در BWR کمتر از PWR است، به طوری که در بیشترین مقدار به 75 برابر فشار جو می رسد ( 5/7 مگا پاسکال ) و بدین ترتیب آب در دمای 285 درجه سانتی گراد به جوش می آید.راکتورهای اتمی
تعریف راکتور هسته ای:
راکتورهای هستهای دستگاههایی هستند که در آنها شکافت هستهای کنترل شده رخ میدهد. راکتورها برای تولید انرژی الکتریکی و نیز تولید نوترونها بکار میروند. اندازه و طرح راکتور بر حسب کار آن متغیر است. فرآیند شکافت که یک نوترون بوسیله یک هسته سنگین (با جرم زیاد) جذب شده و بدنبال آن به دو هسته کوچکتر همراه با آزاد سازی انرژی و چند نوترون دیگر شکافته میشود.انواع سوختهای راکتور اتمی
اورانیوم متداول ترین ماده سوخت برای راکتورهای هستهای اورانیوم است، که میتواند به صورت خالص ، یعنی اورانیوم فلزی و یا به صورت ترکیب مثل اکسید اورانیوم و یا کربور اورانیوم بکار برود. اورانیوم ، فلز نسبتا نرم و قابل کششی است که در دمای بالا به آسانی در هوا و آب اکسید میشود. نقطه ذوب آن 1133 درجه سانتیگراد است.کاربردهای راکتورهای هستهای
راکتورها انواع مختلف دارند برخی از آنها در تحقیقات ، بعضی از آنها برای تولید رادیو ایزتوپهای پر انرژی برخی برای راندن کشتیها و برخی برای تولید برق بکار می روند.
کاربرد صلح آمیز انرژی هسته ای
● در بخش پزشکی و بهداشتی
● در بخش دام پزشکی و دام پروری
▪ در این حوزه می توان از مصادیق ذیل نام برد:● در مدیریت منابع آب
بهبود دسترسی به منبع آب جهان، به عنوان یکی از زمینه های بسیار مهم در توسعه شناخته شده است. بیش از یک ششم جمعیت جهان در مناطقی زندگی می کنند که دسترسی مناسب به آب آشامیدنی بهداشتی ندارد. تکنیک های هسته ای برای شناسایی حوزه های آب خیز زیرزمینی، هدایت آب های سطحی و زیرزمینی، کشف و کنترل آلودگی و کنترل نشت و ایمنی سد ها به کار می روند. از این تکنیک ها، هم چنین در شیرین کردن آب شور و آب دریا نیز استفاده می شود.● در بخش صنایع غذایی و کشاورزی
▪ در این حوزه نیز می توان مصادیق ذیل را نام برد:● در بخش صنایع
▪ در این حوزه می توان از مصادیق ذیل نام برد:● در شناسایی مین های ضد نفر
در سال گذشته آژانس بین المللی انرژی اتمی از تکنیک هسته ای در کرواسی به صورت آزمایشی برای شناسایی مین های ضد نفر استفاده کرده و نتیجه این بود که اندازه های خاصی از این مین ها در اعماق مختلف و در شرایط خشکی خاک زمین شناسایی شدند. اما کار بیشتری نیاز است تا منجر به کشف مین های ضد نفر کوچک تر و در شرایط رطوبت خاک زمین شود.● توسعه هسته ای جمهوری اسلامی ایران در پزشکی، صنعت و کشاورزی
جمهوری اسلامی ایران برنامه گسترده ای در خصوص توسعه ی هسته ای در موارد فوق دارد. در این زمینه، سازمان انرژی اتمی ایران با ایجاد مراکز و آزمایشگاه های مختلف تحقیقاتی، تولیدی و خدماتی در این امر اهتمام کامل ورزیده است. مراکز زیر از جمله مهم ترین تاسیسات هسته ای سازمان، برای اجرایی کردن توسعه ی هسته ای اند:
ایمنی در MRI
اثرات بیولوژیکی میدان مغناطیسی ایستا
میدان های حاشیه ای
مطلب مورد توجه بعدی در اثرات میدان مغناطیسی اصلی ، خطرات مربوط به محل نصب سیستم های MR می باشد . میدان مغناطیسی ایستا توسط دیوارها ، کف ها یا سقف های معمولی محدود نمی شوند . میدان مغناطیسی پراکنده در خارج از مرکز آهن ربا تحت عنوان میدان حاشیه ای شناخته می شود .میدان های ایستای کمتر از 2 تسلا
اگر چه هیچ آثار بیولوژیکی در انسان در قدرت های میدان زیر 2 تسلا مشاهده نشده ، آبنورمالی های برگشت پذیر در ECG در چنین قدرت های میدانی مشاهده شده است . یک افزایش در دامنه موج T را می توان در یک ECG مشاهده نمود که مربوط به اثر مغناطیسی بردینامیک مایعات است .میدانهای ایستای با قدرت بیش از 2 تسلا :
بعضی از اثرات بیولوژیکی برگشت پذیر در انسان در شدت های 2 تسلا و بالاتر مشاهده شده است . این اثرات شامل خستگی ، سردرد ، کاهش فشار خون و درجاتی از ناآرامی می باشد . مشکل بالقوه دیگر در این میدان ها با قدرتهای بیشتر از تعاملی انرژی مغناطیسی و جهت گیری سلول می باشد . مولکولهای مشخصی مثل DNA و ریز واحدهای سلولی مانند گلبولهای قرمز داسی شکل خصوصیات مغناطیسی دارند که با جهت تغییر می یابند این اثر از نظر بیولوژیکی در قدرت میدان 2 تسلا به علت نیروی پیچاننده یا گشتاور که به این مولکول ها وارد می گردد با اهمیت می باشد .بیماران باردار :
تا کنون هیچ آثار بیولوژیکی شناخته شده ای از کاربرد MRI بر جنین مشاهده نشده است . اگر چه مکانیسم وجود دارند که به طور بالقوه می توانند اثرات زیانبار ایجاد نمایند مانند تعامل میدان های الکترومغناطیسی و جنین در حال رشد . سلولهایی که در مرحله تقسیم هستند در طی اولین ثلث دوره حاملگی بیشتر به این اثرات حساس می باشند .کارکنان باردار :
مراکز MR دستورالعملهای جداگانه ای برای کارکنان باردار خود در محدوده تشدید مغناطیسی دارند . اگثر واحدها این گونه تصمیم گرفته اند که کارکنان باردار می توانند وارد اتاق اسکن شوند ولی در هنگام استفاده از میدان های گرادیان و RF از اتاق خارج نشوند . بعضی مراکز این گونه توصیه می کنند که کارکنان باردار باید در طی اولین دوره سه ماهه بارداری کاملاً از میدان مغناطیسی دور باشند .پرتابه ها
اجسام فلزی فرومغناطیسی در حضور میدان مغناطیسی ایستای قوی به صورت پرتابه هایی در می آیند . اجسام کوچک مثل گیره های کاغذ و یا سنجاق مو ، هنگامی که در میدان 5/1 تسلا قرار می گیرند سرعت نهایی 40 مایل در ساعت را پیدا می کنند و بنابراین خطر جدی را برای بیماران و یا هر شخص دیگری که در اتاق اسکن باشد ایجاد می نمایند . حتی ابزار جراحی مثل هموستاتها ، قیچی ها و گیره ها اگر چه با موادی به نام فولاد ضد زنگ جراحی ساخته شده اند ولی به شدت توسط میدان مغناطیسی اصلی جذب می شوند . کپسول های اکسیژن نیز به مقدار زیادی مغناطیسی می باشند و نباید داخل اتاق اسکن آورده شوند . اگر چه کپسول های اکسیژنی که غیر آهنی می باشند در دسترس است که استفاده از آنها بی خطر است .Implants و پروتزها
ایمپلنت های فلزی اثری جدی که شامل گشتاور ، گرما و آرتی فکت در تصاویر MRI می باشد ، ایجاد می نمایند . بنابراین قبل از اینکه بیمار مورد MR قرار گیرد، هر سابقه جراحی که بیماران قبل از MR داشته اند باید مشخص گردد . گشتاور و گرما : بعضی ایمپلنت های فلزی در هنگامی که در میدان مغناطیسی قرار می گیرند گشتاور قابل ملاحظه ای ایجاد می نمایند . نیرو یا گشتاوری که بر ایمپلنت های فلزی کوچک یا بزرگ وارد می گردد می تواند اثرات جدی ایجاد نماید مثل اینکه ایمپلنت های ثابت نشده می توانند بطور بالقوه و غیر قابل پیش بینی در درون بدن حرکت کنند . نوع فلزی که در این ایمپلنت ها استفاده می گردد ، عاملی است که نیروی وارد شده بر آنها را در میدان مغناطیسی تعیین می نماید . ایمپلنت های فلزی غیر آهنی ، انحرافی در میدان مغناطیسی نشان نمی دهند ( و یا انحراف کمی نشان می دهند ) ولی آنها می توانند سبب گرمای قابل ملاحظه ای به علت عدم توانایی در پراکندگی گرمای ایجاد شده بوسیله جذب فرکانس رادیویی، گردند . اگر چه ، آزمایشات افزایش حرارت قابل توجهی را در ایمپلنت ها نشان نمی دهد .گیره های آنوریسم
بعضی گیره های آنوریسم داخل جمجمه ای از موارد جدی منبع استفاده در تصویربرداری MR می باشند در یک بررسی از 26 گیره آنوریسم که تحت بررسی قرار گرفتند 19 عدد از آنها خاصیت فرومغناطیسی از خود بروز دادند . حرکت گیره ممکن است رگ را آسیب زده و منجر به خونریزی ، ایسکمی یا مرگ گردد .گیره های هموستاتیک عروقی
گیره های هموستاتیک باید قبل از آزمایش MR ، به صورت خارج از بدن ارزیابی گردند ، اگر چه هیچ کدام از 6 گیره هموستاتیک عروقی که مورد ارزیابی قرار گرفت انحراف در میدان مغناطیسی ایستا پیدا نکرد .فیلترها و STENT
پانزده وسیله داخل عروقی مورد آزمایش قرار گرفت و ثابت شد که پنج عدد از آنها فرو مغناطیسی می باشند . اگر چه آنها در میدان مغناطیسی انحراف از خود نشان می دهند ولی این وسیله ها معمولاً بعد از چند هفته در داخل دیواره رگ نفوذ کرده و حرکت آنها نامتحمل می گردد . بنابراین انجام تصویربرداری MR برای اکثر بیماران با وسیله های داخل عروقی در صورتی که دوره زمانی قابل قبولی بعد از کاشت ، گذشته باشد ایمنی در نظر گرفته می شود .دریچه های قلبی
اگر چه کاربرد MR در بیماران با اغلب ایمپلنت های دریچه ای ایمن در نظر گرفته می شود ولی چون دریچه هایی وجود دارند که تمامیت آنها آسیب می بینند بررسی دقیق نوع دریچه توصیه می شود .ایمپلنت های گوش
تمام ایمپلنت های حلزونی مورد آزمایش جذب میدان مغناطیسی شدند و از نظر مغناطیسی و الکتریکی فعال می باشند بنابراین آنها کاملاً جزء موارد عدم استفاده از MRI شناخته شده اند .ایمپلنت و وسایل مواد دندانی
اغلب آنها برای تصویربرداری MR ایمن در نظرگرفته می شوند با وجود این که اکثر وسایل دندانی به طور قابل ملاحظه ای تحت تاثی میدان مغناطیسی قرار نمی گیرند . آرتی فکت های تاثیرپذیری می تواند کیفیت تصویر را در MR خصوصاً در تصویربرداری گرادیان اکو تحت تأثیر قرار دهد .
عوارض انرژی هسته ای
خطر تجهیزات الکترونی
استفاده از انرژی هسته ای برای مصارف صلح آمیز، در کنار منافع و مزایای بسیاری که برای کشور ها به ارمغان می آورد، خطرات و چالش های بهداشتی و زیست محیطی متعددی را نیز ممکن است با خود در پی داشته باشد، به خصوص زمانی که به کارگیری انرژی هسته ای از قالب کنترل شده خارج شود و اصول ایمنی و حفاظتی مربوطه رعایت نشود. هر گونه کوتاهی و اهمال کاری در این خصوص، عوارض جبران ناپذیری برای سلامت انسان و محیط زیست به همراه خواهد داشت. یک انفجار هسته ای ناخواسته یا تعمدی، نشت مواد رادیواکتیو از رآکتور های آسیب دیده یا فرسوده نیروگاه ها یا مراکز فناوری هسته ای، بروز آلودگی رادیواکتیو در حین حمل، جابه جایی و ذخیره سازی سوخت و زباله اتمی و آلوده شدن محیط و افراد درگیر عواقب فاجعه باری خواهند داشت. تشعشعات ساطع شده از هسته اتم های رادیواکتیو یا انفجار کنترل نشده ناشی از هم جوشی (fusion) یا شکافت (fission) هسته ای، خطرهایی برای انسان و محیط زیست به دنبال دارد که به خطرات هسته ای (nuclear hazards) معروف است.•سوانح هسته ای
خطرات استفاده غیرمعقول از انرژی هسته ای عمدتاً به دنبال بروز سوانح هسته ای (nuclear accidents) نمود عملی پیدا می کند. چنین حوادثی می تواند در یک نیروگاه هسته ای یا هر مکانی که در آن، مواد رادیواکتیو استفاده یا ذخیره و حمل می شود، روی دهد. سوانح هسته ای می تواند نتیجه بروز یک حادثه در نیروگاه هسته ای، انفجار بمب اتمی یا آزمایش سلاح های هسته ای، نشت تصادفی مواد رادیواکتیو از دستگاه های صنعتی یا پزشکی، و یا انتشار تعمدی این مواد در یک عملیات تروریستی باشد. عامل سانحه هسته ای می تواند فروگدازش بخش مرکزی (core meltdown) یک رآکتور اتمی باشد. در این حالت، به دلیل داغ شدن بیش از حد بخشی از رآکتور که شکافت هسته ای در آن اتفاق می افتد، استوانه های سوخت اتمی و دیگر بخش های رآکتور دچار گدازش شده و مقادیر خطرناکی از مواد رادیواکتیو به محیط اطراف نشت پیدا کرده و موجب آلودگی می شوند. اصولاً در آلودگی رادیواکتیو(radioactive contamination) ممکن است هوا، آب، خاک، سطوح، ساختمان ها، انسان ها، گیاهان یا حیوانات به ذرات رادیواکتیو آلوده شوند. زمانی که ماده رادیواکتیو به شکل گرد یا مایع در تماس با پوست، مو یا لباس قرار گیرد آلودگی از نوع خارجی است. در آلودگی داخلی، ماده رادیواکتیو از طریق تنفس، خوردن یا آشامیدن، زخم باز یا با جذب پوستی وارد بدن می شود. برخی از این مواد در بدن باقی مانده و در اندام های مختلف رسوب می کنند در حالی که انواع دیگر از طریق عرق، ادرار یا مدفوع دفع می شوند. بشر در چند دهه اخیر با به خدمت گرفتن انرژی هسته ای برای مقاصد نظامی یا صلح آمیز، با حوادث متعددی روبه رو شده که عاملشان خطای انسانی یا نقص فنی دستگاه ها و تجهیزات بوده که در بعضی موارد با عوارض شدید و جبران ناپذیری نظیر آسیب یا مرگ انسان ها همراه بوده اند، ولی در بسیاری موارد با وجود نشت تصادفی مواد و بروز آلودگی، تاثیرات آنی چندانی به دنبال نداشته اند. در برخی موارد، نظیر برخورد زیردریایی های اتمی با هم و یا سقوط هواپیما های بمب افکن حامل سلاح هسته ای، آلودگی ایجاد نشده و تنها، خطر رادیواکتیویته و احتمال وقوع حوادث ناخواسته باعث نگرانی جهانیان شده است. با توجه به پنهانکاری احتمالی دولت ها یا صنایع، به سختی می توان وسعت سوانح مزبور را تعیین کرد، یا حتی برخی مواقع، اصلاً متوجه شد که چنین وقایعی روی داده است. تاکنون هیچ موردی از انفجار تصادفی سلاح های هسته ای روی نداده است. اولین سانحه هسته ای ثبت شده به انفجار محفظه هگزافلوراید اورانیوم در آزمایشگاه ملی اوک ریج آمریکا (دوم سپتامبر ۱۹۴۴) برمی گردد که با مرگ دو نفر و جراحت سه نفر دیگر همراه بود. نخستین فاجعه خطرناک هسته ای در ۱۲ دسامبر ۱۹۵۲ در رآکتور NRX مرکز چاک ریور (Chalk River) کانادا روی داد. در اثر فروگدازش هسته این رآکتور، هزاران کوری (واحد اندازه گیری رادیواکتیویته) از محصولات رادیواکتیو وارد اتمسفر شد و ۳۸۰۰ متر مکعب آب آلوده به کانال های کم عمقی که از رودخانه اتاوا چندان دور نبودند، وارد شد.بدترین حادثه در تاریخ انرژی هسته ای، در ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ در مرکز هسته ای چرنوبیل در نزدیکی کی یف اوکراین روی داد. فروگدازش هسته ای در یکی از رآکتور های این مرکز موجب بروز آتش سوزی و انفجارهای پی درپی شد که مرگ ۳۱ نفر از ساکنان محل همراه را در پی داشت. ابری از مواد رادیواکتیو قسمت بزرگی از اروپا، از غرب شوروی گرفته تا اروپای شرقی و اسکاندیناوی را پوشاند. حدود ۱۳۵ هزار نفر فوراً مناطق اطراف چرنوبیل و نزدیک به ۸۰۰ هزار نفر نواحی بارش رادیواکتیو در اوکراین، بلاروس و روسیه را ترک کردند. منطقه ای به وسعت ۱۰ هزار کیلومتر مربع برای مدتی نامعلوم از سکنه خالی شد. به سختی می توان تعداد دقیق تلفات را مشخص کرد. آمار رسمی، میزان تلفات را تا ۳۰۰ هزار نفر اعلام می کند ولی بسیاری معتقدند که این تعداد قریب ۴۰۰ هزار نفر باشد. کشور های روسیه، بلاروس و اوکراین متحمل هزینه های سنگینی برای رفع آلودگی ها و مراقبت های بهداشتی شده اند. هنوز عوارض طولانی مدت این فاجعه کاملاً روشن نشده است. برای رآکتور های ناوبری، کشتی ها و زیردریایی های اتمی نیز حوادث مشابهی روی داده که با آلوده شدن خدمه و محیط و بعضاً تلفات همراه بوده است. در یکی از این حوادث، به دنبال خراب شدن خنک کننده رآکتور و نشت مواد رادیواکتیو در یک زیردریایی شوروی در سال ۱۹۶۰سه نفر از خدمه به جراحت های پرتوتابی دچار شدند. در بسیاری موارد نداشتن آگاهی های لازم و اهمال کاری های فردی موجب بروز حوادث و گاهی فجایعی شده است. به عنوان نمونه، در سال ۱۹۸۳ یک تبعه مکزیک دستگاه رادیوتراپ مستعملی را اوراق کرد، بدون آنکه از خطرهای آن آگاه باشد. بدین ترتیب، در هنگام انتقال، مقداری از مواد (کبالت-۶۰) روی کف کامیون و جاده منتهی به محل فروش قطعات اوراقی ریخت. در اوراق فروشی نیز ۶۰ کارگر شاغل و اکثر آهن آلات موجود آلوده شدند. وی کامیون خود را دو ماه در داخل شهر پارک کرد و موجب آلودگی ۲۰۰ نفر دیگر شد. انتقال آهن آلات آلوده به یک کارخانه ذوب آهن، موجب آلوده شدن ۵ هزار تن فولاد تولیدی شد که قرار بود در ساخت تجهیزات آشپزخانه و ساختمان استفاده شوند. مقداری از این وسایل به آمریکا و کانادا صادر شد. آلودگی مزبور به طور تصادفی و در جریان تحویل تجهیزات ساختمانی به یک مرکز مجهز به سنجش پرتوتابشی در آمریکا کشف شد.البته آزمایش های سلاح های هسته ای آمریکا و شوروی در جریان جنگ سرد را نیز نباید فراموش کرد که علاوه بر اثرات زیست محیطی نامطلوب، در مواردی، با مسمومیت پرتوتابی و مرگ انسان هایی همراه می شد که در آن نزدیکی حضور داشتند. (نظیر فاجعه مرگ ماهیگیران ژاپنی به دنبال بارش رادیواکتیو ناشی از انفجار بمب آزمایشی آمریکا در اقیانوس آرام در سال ۱۹۵۴)• تاثیرات نامطلوب بر بهداشت و سلامت
ما هر روزه در معرض مقادیر اندکی از تشعشع های ناشی از منابع طبیعی (عناصر موجود در خاک یا پرتو های خورشیدی) و منابع مصنوعی (دستگاه های الکترونیکی مثل مایکروفر و تلویزیون، تجهیزات و روش های تشخیصی و درمانی پزشکی مثل دستگاه های اشعه ایکس) قرار می گیریم. دانشمندان تخمین می زنند که هر یک از شهروندان آمریکایی، سالانه، به طور متوسط، یک سوم «رم» (rem) تشعشع دریافت می کند. («رم» واحدی برای سنجش میزان تشعشعی است که یک شخص دریافت می کند.) حدود ۸۰ درصد موارد تماس ناشی از منابع طبیعی و ۲۰ درصد بقیه از منابع غیرطبیعی (عمدتاً پرتو های ایکس پزشکی) است.• بیماری پرتوتابی
«بیماری یا مسمومیت پرتوتابی» (Radiation poisoning) که تحت عنوان «سندرم حاد پرتوتابی» (Acute Radiation Syndrome)که به اختصار ARS خوانده می شود در اثر تماس بیش از اندازه کل بدن یا بخش بزرگی از آن با تشعشعات یونیزان حاصل از منابع پرتوتابی طبیعی یا صنعتی به وجود می آید. اصطلاح مزبور عموماً به مشکلات حادی اشاره می کند که به دنبال تماس با میزان بالای تشعشع در یک دوره زمانی کوتاه بروز می کنند. بعد از بمباران هیروشیما و ناکازاکی، یک درصد از کسانی که از انفجار اولیه زنده مانده بودند در اثر دریافت تشعشعات بیمار شده و مردند. نگرانی عمده بعد از حادثه چرنوبیل نیز همین موضوع بوده است.• تاثیرهای نامطلوب بر حیات گیاهی و جانوری
بارش های رادیواکتیو ناشی از انفجارهای عمدی یا غیرعمدی هسته ای و نشت مواد رادیواکتیو به ویژه زباله های هسته ای ذخیره شده یا در حال حمل می تواند با آلوده ساختن خاک، هوا، آب و منابع غذایی که حیات جانداران به آنها وابسته است، اثرهای زیست محیطی فاجعه باری بر جای بگذارند. بشر تنها موجودی نیست که تحت تاثیر تابش های رادیواکتیو قرار می گیرد. حشرات، ماهیان، دوزیستان و خزندگان، پرندگان، پستانداران و کلاً تمام جانوران اهلی و وحشی می توانند آلوده شوند. به خصوص جانوران وحشی، بی خبر از محدودیت های اعمال شده در مناطق آلوده، هر کجا که دلشان بخواهد می روند و لذا در معرض آلودگی قرار می گیرند. به عنوان مثال چند سالی است شکارچیانی که جواز شکار گوزن را در محدوده حفاظت شده مجاور تاسیسات Y-۱۲شهر اوک ریج (Oak Ridge) آمریکا (شهری که در سال ۱۹۴۲ به عنوان یک مرکز تحقیقاتی در زمینه فناوری مواد مورد نیاز برای ساخت اولین بمب اتمی بنا شد) می گیرند، مجبورند گوزن های شکار شده را برای انجام آزمایش ها به مرکزی در آنجا ببرند. بررسی ها مرتباً از وجود لاشه های آلوده ای خبر می دهد که بایستی ضبط شوند. صد ها غاز در این محدوده و در آبگیر های بزرگ آن که عمدتاً آلوده اند لانه سازی و تغذیه می کنند. بسیاری از گونه های مهاجر نیز درهنگام عبور، این آبگیر ها را برای استراحت برمی گزینند. با توجه به بالا بودن خطرآلودگی در این پرندگان، آنها را مرتباً از نظر جذب رادیواکتیویته آزمایش می کنند. حتی آلودگی قورباغه های منطقه نیز گزارش شده است. مواد رادیواکتیو بر حیوانات نیز عوارض جسمی و ژنتیکی برجای می گذارند. مقادیر بالای تشعشع موجب اسهال شدید و نکروز پوستی وسیع و مقادیر متوسط آن سبب بی اشتهایی، رخوت، استفراغ، اسهال، سپتی سمی و پان سیتوپنی (کمبود تمام عناصر سلولی خون) می شود. در این موارد مرگ بسیار شایع است. تماس مزمن در برخی موارد سبب آب مروارید، نواقص مادرزادی، جهش های ژنی غیرطبیعی و انواع تومور های سرطانی می شود. گیاهان نیز ممکن است دچار آلودگی رادیواکتیو شوند. مثلاً در سال ۱۹۹۰ معلوم شد که علف های محدوده Y-۱۲ آلوده هستند. در بررسی سال ۱۹۸۸ تعدادی درخت اقاقیای آلوده شناسایی شد که ظاهراً به دلیل نشت مخازن ذخیره سازی زیرزمینی و جذب مواد رادیواکتیو از طریق ریشه آلوده شده بودند. امکان بروز جهش ژنی در گیاهان مناطق آلوده وجود دارد. چنانچه پس از حادثه چرنوبیل گزارش هایی مبنی بر مشاهده جهش های غیرطبیعی در برخی از گیاهان و پیدایش انواع عجیب و غریب منتشر گردید.حیوانات و گیاهان در مقایسه با انسان، از نظر مقاومت رادیولوژیک تنوع زیادی دارند، لذا اثرهای نامطلوب آلودگی رادیواکتیو بر فلور و فون مناطق آلوده متغیر است. به سختی می توان عوارض زیست محیطی طولانی مدت را پیش بینی کرد.شبیهسازى از دیدگاه شهید مطهری
ژنتیک و شبیه سازی
اسرار همانند سازی
برای انواع مختلف شبیهسازی، تکنولوژیهای متفاوتی وجود دارد. تکنیک انتقال هسته سلول سوماتیک (ScNT) تکنیکی است که بیشتر از همه برای شبیهسازی تولید مثلی پستانداران استفاده میشود. در این روش موجود تولید شده، همان مواد ژنتیکی هستهای حیوان اولیه را خواهد داشت.شبیه سازی با روش های معمولی تولید مثل چه تفاوتی دارد؟
بارور شدن یک تخمک به وسیله یک اسپرم (روش معمولی تولید مثل) و روش انتقال هسته سلول سوماتیک هر دو منجر به یک نتیجه میشوند و آن به وجود آمدن رویان است. یک رویان از سلولهایی که دو سری کامل کروموزوم دارند، تشکیل شده است. تفاوت این دو روش در منشا آن دو سری کروموزوم است.شبیه سازی چه خطراتی دارد؟
شبیهسازی تولید مثلی موجودات زنده در حال حاضر یک عمل گران و غیرموثر است. بیش از ۹۵ درصد تلاشهای شبیهسازی برای تولید یک موجود زنده شکست میخورند و ممکن است بیش از ۱۰۰ فرآیند انتقال هستهای برای تولید یک موجود شبیهسازی شده، لازم باشند. دالی پس از ۲۷۶ مرتبه تلاش برای عوض کردن هسته تخمک، به دنیا آمد. این ۲۷۶ تخمک در مجموع ۲۹ رویان تولید کردند و از میان آنها تنها دالی زنده ماند.شبیه سازی حیوانات منقرض شده
کسانی که کتاب پارک ژوراسیک را خوانده و یا فیلم آن را دیدهاند بیشتر از سایرین با این مورد استفاده شبیهسازی آشنایی دارند. بازسازی مواد ژنتیکی گونههای منقرض شده از مدتها قبل مدنظر دانشمندان بوده است. یکی از مواردی که اخیرا دانشمندان در حال کار بر روی آن هستند، یک نوع ماموت پشمالو است.درمان با کلون سازى
کلون سازى درمانى عبارت است از به وجود آمدن بلاستوسیست بیمارى که داراى عارضه تخریب سلولى است. این بلاستوسیست که اساساً یک توده سلولى است مى تواند کشت داده شده و تبدیل به سلول هاى بنیادى شود. یک سلول بنیادى سلولى است که مى تواند به طور دائم رشد کرده و به انواع متفاوتى از سلول ها انشقاق یابد. برخى از این سلول ها و مواد حاصله از آنها مى توانند استخراج شده و به بیمارانى که دچار ضایعه تخریب سلولى هستند تزریق شوند. فایده چنین تکنیکى آن است که به لحاظ مشابهت سلول هاى تزریق شده سیستم ایمنى بیمار هیچ گونه مقاومتى نسبت به آنها ایجاد نمى کند. بیمارى هایى که مى توانند از این طریق مورد معالجه قرار گیرند عبارتند از بیمارى هاى قلبى، دیابت، پارکینسون و بسیارى دیگر از بیمارى هایى که موجب تخریب سلولى مى شوند. مخالفت اصلى که با این شیوه از مداوا صورت مى گیرد از این واقعیت ناشى مى شود که این شیوه متضمن به وجود آوردن یک جنین انسان و سپس از بین بردن آن براى به دست آوردن سلول هاى بنیادى است. این مخالفین معتقدند که گزینه هاى دیگرى براى به دست آوردن سلول هاى بنیادى وجود دارد که متضمن از بین بردن جنین نیست. مجادلات علمى پیرامون کلون سازى انسان بر حول محور حقوق یک فرد نازا یا یک زوج که خواهان بچه دار شدن بدون دخالت دولت هستند، دور مى زند. در این میان دولت یا سیستم هاى قانون گذار از حقوق کودکى دفاعى مى کنند که ممکن است با مخاطره قابل توجه نقص عضو ناشى از اقدامات مربوط به کلون سازى روبه رو شوند واضح است آنچه مخاطره قابل توجه اطلاق مى شود مفهوم دقیق علمى ندارد. افرادى که ممکن است والدین بالقوه اى باشند تحت شرایط مختلف ادراک متفاوتى از مخاطره تولیدمثل خواهند داشت. درک یک زوج چهل سال به بالا از مخاطره به دنیا آوردن یک نوزاد ناقص الخلقه از ادراک یک زوج ۲۰ ساله متفاوت است. اگر ثابت شود که مخاطره داشتن نوزاد ناقص الخلقه پس از کلون سازى کمتر از ۳ درصد است در آن بخش بزرگى از مخالفت هاى علمى با این روش متوقف خواهد شد ولى بدون شک مخالفت هایى که جنبه هاى مذهبى و اخلاقى دارند همچنان باقى خواهند ماند. یک راه حل قاطع براى از میان بردن تردید علمى در مورد این تکنیک این خواهد بود که آزمایشات جامعى در زمینه کلون سازى انسانریخت ها صورت گیرد. بدون شک در حال حاضر شواهد علمى لازم براى تائید و رد این تکنیک در دست نیست. مجادله علمى درباره کلون سازى درمانى انسان بر حول محور منافع پزشکى این شیوه در مقابل هزینه هاى از میان بردن یک جنین در مراحل اولیه تکوین آن دور مى زند. بسیارى برآنند که جنین یک انسان است و بنابراین تمام حقوق انسانى را بدان نسبت مى دهند. از دیدگاه این گروه از میان بردن یک جنین جنایت است. در هنگام مجادله درباره حقوق جنین چندین نکته مى بایست در نظر گرفته شود. مراحل اولیه جنین در پستانداران توده اى سلولى است که حتى فاقد سلول هاى اولیه عصبى است. بنابراین به سادگى نمى توان حقوق اساسى فرد را به این توده سلولى بخشید. حقوق مربوط به سقط جنین در بسیارى از کشورها زوجین را در سقط جنین مجاز شمرده است. بیش از ۷۰ درصد از جنین هایى که محصول روابط جنسى طبیعى اند شانس اتصال به دیواره رحم را پیدا نمى کنند. اگر هر یک از این جنین ها صاحب حقوق اساسى انسانى بودند مى بایست شکست تلاش هاى پزشکى در بقاى آنها را معادل جنایت تعریف کرد. این واقعیتى است که ملاحظات اخلاقى مى بایست واقعیت هاى جامعه را درک کند. ارزش کدام یک از این دو در یک جامعه بیشتر است. زندگى یک فرد بالغ یا کودکى که از بیمارى هاى تخریب کننده سلولى رنج مى برد یا جنین ۵روزه اى که چیزى بیشتر از یک توپ پر از سلول نیست؟ به طور خلاصه باید در نظر داشت که ریسک کلون سازى در انسان به طور کامل مشخص نشده است. بدون شک تحقیقات آتى مى توانند ایمنى روش هاى کلون سازى براى مادر و نوزاد را مشخص سازند، ولیکن سایر اعتراضات به ویژه اعتراضات دینى و اخلاقى باقى خواهند ماند. دانش ما در حال حاضر نشان مى دهد که کلون سازى درمانى بسیار موثرتر از شیوه هاى دیگر براى به دست آوردن مواد مورد نیاز براى مقابله با بیمارى هاى کشنده است، رها کردن این شیوه از درمان به معناى نادیده گرفتن پیشرفت هاى قابل توجه علمى و همچنین تسلیم میلیون ها بیمار به مرگ زودرس، بدبختى و ذلت پایان ناپذیر است. آیا این دنیاى جسور نویى است که در آینده در آن خواهیم زیست.روش های شبیه سازی
دانش شبیه سازی همانند سایر فناوری ها دانشی خنثی است، به این معنی که شبیه سازی مانند چاقویی تیز و برنده است، چاقویی که می تواند ابزار جنایت باشد یا ابزاری مفید برای کارهایی سودمند. با وجود این شبیه سازی برخلاف دورنمای منفی که برای آن تصور می شود، قابلیت های مثبت فراوانی دارد.۱) تقسیم جنینی
در این گونه از تقسیم، جنین درمراحل اولیه رشد خود به دو یا چند قسمت تقسیم می شود و هر قسمت تقسیم شده به یک موجود مستقل تبدیل می شود. هر تکه از جنین قابلیت تبدیل شدن به یک جنین کامل را دارد. به همین روش دوقلوهای تک تخمی به وجود می آیند که از نظر ژنتیکی کاملاً به یکدیگر شبیه اند.۲) انتقال هسته سلولی
در این روش از کلون سازی، هسته سلول به بستری که از قبل فراهم شده است، انتقال می یابد و با توجه به آماده بودن این بسته برای رشد و تکثیر سلول هسته سلول تکثیر شده و موجود جدید به وجود خواهدآمد.مفهوم سلول بنیادی:
سلول بنیادی در پستانداران به سلولی گفته میشود که قابلیت تقسیم شدن و تبدیل به سلول های تخصص یافته و تمایز یافته را دارا باشد.تخمک لقاح یافته این توانایی را در حد بالایی داراست، زیرا بالقوه میتواند تقسیم شود وبه صورت یک موجود زنده کامل تکوین یابد.تخمک لقاح یافته چند ظرفیتی است بدین معنی که از هر نظر توانایی رشد و تکامل را دارد..این توانایی پس از تقسیم شدن تخمک به یک یا حتی چهار سلول به قوت خود باقی بوده به گونه ای که هر کدام از سلولها پس از جدا شدن قادر به رشد و تبدیل به یک جنین کامل می باشند، از راه این فرآیند دو قلوها چند قلوها بوجود می آیند ، این چند قلوها موجودات شبیه سازی شده طبیعی هستند که دارای ساختار ژنتیک و سیتوپلاسمی یکسان میباشند پس پدیده شبیه سازی پدیده ای نو و باورنکردنی نیست و از آغاز حیات در سیاره زمین رخ داده است.شبیه سازی رویانی
این روش همان روشی است که در طبیعت در تولد دوقلوها یا چندقلوها اتفاق می افتد. در این روش در شروع مراحل تقسیم جنینی پس از لقاح یعنی قبل از جداشدن سلول های جنینی یک سلول را جدا و با تحریکات فراوان این سلول را به ادامه تقسیم تا حد به وجود آمدن یک جنین مستقل وادار می کنند.شبیه سازی درمانی
در این شیوه از شبیه سازی، ابتدا با استفاده از سلول های سوماتیک شبیه سازی انجام می شود و در مرحله اول جنینی از رویانی که حاوی چندسلول است تعدادی سلول جدا و در محیط کشت ایزوله سلول موردنظر تکثیر می شود. هدف از این روش از کلونینگ تولید بافتی است که فرد از دست داده است.مراحل شبیه سازی
۱) هسته زدایی ازتخمک گیرندهانواع شبیه سازی
۲ نوع شبیه سازی وجود دارد:کاربرد در علوم پایه:
یکی از کاربردهای شبیه سازی در بیولوژی یا زیست شناسی تکوینی است که در آن بدقت ، روند تکوین جنین بررسی می شود و با بررسی تمایز زدایی از سلولها ، تشخیص روند تشکیل سلولهای تمایز یافته مشخص خواهد شد.کاربرد در درمان:
تولید جنین کلون تا مرحله بلاستوسیت (مرحله ۱۶ سلولی) به منظور تولید سلولهای بنیادی جنینی که سلولهایی با توانایی بالا برای تبدیل به بافتهای مختلف و تکثیر نامحدود هستند.کاربرد اقتصادی:
عمده ترین کاربردهای شبیه سازی از نظر اقتصادی در شبیه سازی حیوانات مزرعه متبلور می گردد که عبارتند از:مزایای شبیه سازی :
1. تولید گونه های تراریختی : به این معنی که یک گونه حامل ژنهایی از گونه های دیگر باشد ، مثلا گاوها ،گوسفندان و بزها می توانند به این طریق تولید کننده مواد لبنی دارویی باشند.مثلا آنها میتوانند شیرهایی با ویژگی های زیر تولید کنند :شبیه سازی حیوانات اهلی موقعیت کنونی و روند آینده
می توان انتظار داشت الگویی که در آینده برای فناوری شبیه سازی مورد استفاده قرار خواهد گرفت ، در همان نخستین گام از سوی ۲ فاکتور اساسی تحت تاثیر قرار گیرد:جمع بندی
کلون کردن به معنی تکثیر غیرجنسی است. کلون سازی از طریق مهندسی ژنتیک در گیاهان، حیوانات و یا حتی باکتری ها برای تولید انبوه با کیفیت خاص صورت می گیرد. از طریق این تکنولوژی می توان نسل های در حال انقراض را نجات داد. از مزایای شبیه سازی در پرورش دام های اهلی می توان به استفاده از تعداد محدودی از حیوانات پرتولید با هزینه نگهداری کمتر و افزایش سریع پیشرفت ژنتیکی گله اشاره کرد. در بهمن ماه ۱۳۸۱ انجمن ژنتیک ایران طی بیانیه ای ضمن تاکید بر حقوق اساسی انسان ها و احترام به خانواده و حقوق آن به عنوان بنیادی ترین نهاد مدنی، کاربرد صحیح و قانونمند دستاوردهای علمی چون کلون سازی در راستای بهبود درمانی و سلامت انسان را لازم دانست.منابع :
daneshju.ir
www.Humancloning.org
www.clonaid.com
www.stemcellreport.Htm
کتاب شبیه سازی تالیف دکتر صارمی
سیاست شبیهسازی
از نکات قابل بررسی در تاریخ آمریکا این است که وقوع هر رویدادی، ایدئولوژی های کهن را از رده خارج میکند، بنیان ائتلافهای موجود را سست کرده و به تنش و تضاد بین احزاب و گروهها به حدی دامن میزند که نمیتوان آن را نادیده گرفت. در این صورت تعهدات سیاسی قدیمی، مقبولیت خود را از دست میدهند و فرضیههای قدیمی، کمتر مورد پذیرش واقع میشوند.
انقلاب ژنتیک ماننده بردهداری، حقوق مدنی و جنگ سرد در گذشته ـ یکی از همین رویدادهاست که ممکن است در زمان خود تمامی این حوزهها را زیر سیطره بگیرد.
در چند ماه گذشته کمیسیونهایی در سنا و کاخ سفید، شاهد بررسی و رسیدگی به شواهد و دلائل بسیار، دال بر طبیعی بودن شبیهسازی انسان در زمان حال بودهاند. تقریباً تمامی آنان شهادت دادند که موافقت اولیه با این طرح نتایج وحشتناکی را به ارمغان خواهد آورد. از جمله به دنیا آوردن کودکانی بدشکل (با صورتی دِفرمه شده) یا سقط جنین به خودی خود و همچنین خطرات ناگواری را که میتواند برای زنانی که اولین شبه انسانها را حمل میکنند، به وجود بیاورد.
صرف نظر از گروههایی که حامی و مبلغ شبیهسازی هستند، به صراحت میتوان گفت که عقیده جهانی دربارهی شبیهسازی انسان این است که در موقعیت کنونی این عمل نباید انجام شود.
سیاستهای پیچیدهی شبیهسازی شدیداً به جریان تحقیقات دربارهی سلولهای بنیادین وابسته هستند. سلولهای بنیادین، سلولهایی متصل به هم هستند که بسیاری از دانشمندان اعتقاد دارند روزی میتوان صدمات ناشی از خطرناکترین بیماریها را از طریق آنها درمان کرد. زمانی که پژوهشهای نویدبخش دربارهی سلولهای بنیادین به نتیجه رسید، تمامی دانشمندان، شادمانهترین مژده برای انسان و بینظیرترین مایهی امید بشر را سلولهای بنیادین خواندند و اینکه سلولهای جنینی شبیهسازی شده میتوانند یکی از منابع کلیدی در این راه به شمار آیند. پلیس فدرال تاکنون، سرمایهگذاری در این تحقیق را ممنوع کرده است.
ـ آیا مجاز دانستن تحقیق در مورد شبیهسازی سلولهای بنیادین، اولین پله به سوی شبیهسازی نوزادان نیست؟
ـ آیا منافع احتمالی علم ژنتیک نوین وحشت نهفتهی آن را توجیه میکند؟
ـ آیا ما میخواهیم به کلیهی فنآوریهای نوین صنعتی مسلح شویم که بلادرنگ جنین آدمی را خلق کنیم، از آن استفاده کرده و سپس در جهت نابودیاش گام برداریم؟
این سلولها در مورد سیاست سقط جنین [کورتاژ] نیز مطرح میشوند؟
جمهوریخواهانِ مخالف آزادیِ سقطجنین عمدتاً جنین را مقدس تلقی میکنند و بیشتر دموکراتها به آنها [جنینها] مانند کلکسیونی مینگرند که تنها وجه عاقلانهشان این است که زنان باردار قادر به انتخاب ایشان بودهاند.
[میتوانند قبل از بارداری انتخاب کنند که اینگونه جنینها را میخواهند یا نه؟]
با وجود اینکه سرمایهگذاریها و کشیدن حصار، دشواریهای را فراروی علم نوین ژنتیک قرار داده است، ولی بیتردید بحث لاینحل سقط جنین [کورتاژ] را تحت شعاع قرار نمیدهد. سلولهای بنیادین و شبیهسازی شده اگرچه چشمگیر و فوقالعاده به نظر میرسند ولی هنوز در ابتدای راهند.
نمایش نقشه ژنوم انسانی نه تنها چشماندازی از درمان ژنتیکی بیماریهاست، بلکه بهبود ژنتیک یا چیزی که از آن به عنوان مداخلههای هستهای [تصحیح ژنتیک] یاد میشود است که تمامی نسلهای آینده را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
سرانجام فاصله میان درمان و بهبودی ممکن است آنقدر فراخ و دست نایافتنی باشد که روزی عقبافتادگی ژنتیکی به بیماری اجتماعی همهگیری تبدیل شود و برابری ژنتیکی بهانهای برای مبارزه اجتماعی برای رسیدن به مساوات باشد.
بعضی از تحقیقات که هنوز در حال انجام هستند نظیر خلق پیوند ژنتیکی جنین انسان و حیوان، مطرح کردن شبحی است که بزرگترین کابوس علمی ـ تخیلی ما بوده، به زودی محقق میشود. به همین زودی چنین آزمایشهایی به صورت کاملاً قانونی وجود خواهد داشت. ما به اولین موج مباحثهی سیاست و اخلاق در عصر ژنتیک نوین وارد میشویم:
ـ چه کسانی ساماندهنده هستند؟ چه چیزی کنترل شده است؟ چه چیزی مجاز است و چه چیزی ممنوع؟ چه رهبری ـ اگر وجود دارد ـ ایدئولوژیهای رایج گروههای محافظهکار، لیبرالها، جمهوریخواهان و دموکراتها را برای جنگ بعدی قدرتمندان رهنمون میشود؟
در این مباحثه منافع بسیاری وجود دارد: محافظهکاران مذهبی و گروههای مخالف آزادی سقطجنین که علم ژنتیک نوین را به مثابه توهینی به شرافت انسانی تلقی میکنند.
شرکتهای تولید فنآوری که از طریق علم محرز نشدهی آینده سودآوری میکنند.
احزاب مدافع حقوق جنسی، شبیهسازی را گزینشی شخصی میپندارند که حکومت نمیتواند در آن دخالتی داشته باشد؛ و گروههای مدافع حقوق بیماران که دانش ژنتیک نوین را منشأ امیدواریهای جدید میپندارند.
اولین اقلیت، Led by Sen است. سام برونبک Sam Brownback(R- Kan) درصدد بود تمامی پژوهشهای شبیهسازی انسان را ممنوع کند. این گروهِ ساختگیِ جمهوریخواهان و محافظهکاران اجتماعی، با وجود اینکه در برگیرنده اعضای مساواتطلب، زیستگرایان و چپگرایان طرفدار محیط زیست است، هنوز به پیشرفت تکنولوژی و در معرض نظارت دولت بودن آن مشکوک است. این جنبش طرفدار کنترل و نظارت دولت، سعی بر این دارد که بحث پژوهشی شبیهسازی انسانی و سلولهای بنیادین را از سیاست سقطجنین جدا کند، به این امید که انزجار جهانی اقوام و ملل از ایدهی زندگی شبیهسازی بشر، پیروزی قانونی را به سادگی به آنها هدیه خواهد داد.
یکی دیگر از اتحادیههای جدید علاقهمند، از گروههای موافق حقوق جنسی و شرکتهای صاحب فنآوری
تشکیل شده، که این اقلیت مایل به پذیرفتن موقت تحریم شبیهسازی جنسی هستند، به دلیل اینکه این تکنولوژی هنوز آزمایش نشده و غیرقابل اطمینان است. ولی همچنان به دنبال چیزی برای مشروعیت بخشیدن و گسترش دادن کاربرد جنین انسانی مشابهسازی شده برای پژوهشهای پزشکی میگردند. این گروهها تقریباً تمامی دموکراتهایی را که از هواداران سرسخت سلولهای بنیادین جنینی هستند و تعداد قابل ملاحظهای از جمهوریخواهان کاپیتالیست که معتقد به اقتصاد بازار آزادند و پیشرفت تکنولوژی، حدود حزب آنها را مشخص میکند نه محافظهکاری مذهبی و دفاع از آیندگانی که هرگز چشم به دنیا نگشودهاند را در برمیگیرد.
در طبقه متوسط آمریکایی، مطابق معمول، جایی حدواسط و نامعلوم وجود دارد. خیلی از آمریکاییها فکر میکنند سقطجنین کار اشتباهی است اما میبایست قانونی باقی بماند. آنها همچنین معتقدند که جنینهایی که قابلیت سقط شدن دارند یا در کلینیکهای ضدبارورسازی تولید میشوند را میتوان برای انجام تحقیقات پزشکی به کار برد.
آنها شبیهسازی انسانی را همانقدر مشمئزکننده میدانند که پیشینیانشان بچهی آزمایشگاهی را نفرتانگیز میدانستند. ولی به نظر میرسد آنها در مورد اینکه جنین شبیهسازی شده اگر برای تحقیقات و در جهت پیشبرد علم پزشکی صورت بگیرد، رواداری نشان داده و صبور بودهاند، از نظر آنها هر دو مقولهی اخلاقی و پیشرفت علمی جدیت میطلبد، ولی هویدا است که اگر از جانب علم تجربی مشکلی به وجود نیاید، بخش ابتدایی ـ اخلاقی مسأله تحتالشعاع هم قرار بگیرد، اعتراضی دربر نخواهد داشت.
با کنار هم گذاشتن فرضیات، این نبرد دنبالهدار، دریایی از تغییرات را برای سیاست آمریکایی به ارمغان خواهد آورد. اگر محدودیتی وجود نداشته باشد یا تنها منع مختصر شبیهسازی پایان پذیرد، آنگاه تحقیقات به دو سو رهنمون خواهد شد. آنهایی که عملاً به دنبال مشابهسازی زنده بشری هستند میتوانند بر روی جنین شبیهسازی شده، آزمایش کرده تا کاملاً به ایمنی تکنیک وقوف یابند. بنابراین سرانجام آنها میتوانند ادعا کنند که شبیهسازی انسان یک اختیار سادهی جنسی است. در همان زمان، دانشمندان به استفاده از جنین شبیهسازی شده در جهت پیشبرد بنیادی درمانهای پزشکی مبادرت خواهند ورزید. اگر موفقیتآمیز باشد، ممکن است به خلق فنآوری صنعتی جدید و یا شاید یک اقتصاد جدید منتهی شود: ژنهای اقتصادی یا اقتصاد ژنها. این کاپیتالیسم جدید ممکن است در کنار خود بسیار طبیعیاش، موافق حق انتخاب نیز باشد. مخالفین آزادی سقطجنین، موافقین تجارت، اتحادیههای ضدکنترل و نظارت که به صورت محافظهکاری در ایالت متحده شکل گرفتهاند اگر از بین نروند، کم اهمیت نمود پیدا خواهند کرد.
اگر جمهوریخواه با کاپیتالیسم نوین شراکت بورزد، نویدبخش هدایت مخالفان متعهد سقطجنین به سوی انقلاب خواهد بود. انزجار اخلاقی که توسط مجلات منتقد محافظهکار ایجاد شد، از اولین جرقهها برای اعلام “پایان دموکراسی” در سال 1996 بود، زیرا نهادینه کردن سقطجنین با جدیت تمام پاسخ داده خواهد شد. آنهایی که به قداست زندگی معتقد هستند ـ و ایمان دارند که با تولید جنین انسانی، به وسیلهی دستکاری ساختار ژنتیک بشر، با قانونی کردن شبیهسازی انسان، قداست زندگی خدشهدار میشود ـ روزی زندگی در آمریکا را غیرممکن مییابند.
اما اگر محدودیتی هم بر شبیهسازی بشر حاکم شود، بیثبات و متزلزل خواهد بود. یک چنین پژوهشهای بحثانگیزی احتمالاً به مثابه چراغ سبزی برای کشورهای دیگر خواهد بود و اگر روشن شود که از نظر اقتصادی و پزشکی موفقیتآمیز بوده، سدهای حمایت و مخالفت از فنآوری صنعتی بسیار قدرتمندتر خواهد بود. اگر زمانی این اتفاق بیفتد، کاپیتالیستهای ژنتیکی به دموکراتها و البته نه جمهوریخواهان به چشم مخالفان قانونگرایی و موافقان صنعت خواهند نگریست.
تا آنگاه که تمامی این بخش نامعلوم باشد، همانطوریکه محتمل به نظر میرسد، پایان لیبرالیسم و محافظهکاری تداعی میشود، ائتلاف جدیدی، تقسیمبندی جدیدی میبایست به وجود بیاید. در پایان، آمریکایی که به دفعات از گزینشهای سخت گریخته، این بار میباید یکی از سختترینها را تجربه کند: بین علم جدید با توانمندیهای چشمگیرش و خطرات پیشبینی نشدهاش و میان ایمان دیرین و عقل همراه با ضرورتهای پیش پا افتاده و رازهای پنهانیاش. محتمل به نظر میرسد که نسل ماست که میبایست این گزینش را انجام دهد ـ تصمیمگیری درباره نسل آیندهی آزمایشهای آمریکایی و چه بسا تقدیر بشریت در نهایت به آن بستگی داشته باشد. کوتاهی در بیان حقیقت باعث شده است که با وجود اینکه در دوران ماقبل از عصر ژنتیک به سر میبریم، عاری از هر گونه آمادگی قبلی در این زمینه باشیم.
فرآیند شبیه سازى وهنجارهاى نظام دموکراتیک
کمیته فرهنگى سازمان ملل اخیراً شبیه سازى انسانى را فرآیندى مذموم و غیرقابل قبول تلقى کرد و انجام آن را ممنوع اعلام نمود. فرآیند شبیه سازى انسانى یا کلونینگ گو اینکه نشان از بلوغ تکنولوژى در عرصه زیست شناسى به شمار مى آید اما قطعاً چالش هایى در عرصه هاى مختلف از جمله اخلاقى، دین، سیاست و انسان شناسى مى آفریند. مطلب حاضر شرح اندیشه هاى هابرماس، فیلسوف بزرگ زمانه ما در خصوص این پدیده جدید است.بررسى نظریات فوکویاما در خصوص شبیهسازى
فرانسیس فوکویاما از چهرههاى برجسته و مدافع لیبرالدموکراسى، اخیرا در کتابى با عنوان ourposthuman Future به این مقوله پرداخته که خلاصهاى از آن در پى مىآید:عمومیت مخالفتبا جنبههاى غیراخلاقى بیوتکنولوژى
به استثناى چند آزاراندیشى که به سادگى از مواضع خود کوتاه نمىآیند، اکثر مردم با خواندن فهرست نوآورىهایى که با زیستفناورى (بیوتکنولوژى) ممکن مىشود، خواستار ایجاد خطوط قرمز خواهند شد . مسائل مشخصى وجود دارد که به نظر مىرسد باید مطلقا و بهصراحت ممنوع شوند . یکى از این مسائل، تولید مثل با روش شبیهسازى (کلونینگ) است . دلایل آن، هم جنبه اخلاقى و علمى دارد و هم بعد بسیار فراتر از دغدغههاى کمیسیون مشاورهاى بیوتکنولوژى امریکاست . این کمیسیون معتقد است هنوز شرایط کلونینگ در انسان بىخطر است .مشکلات اخلاقى شبیهسازى
از لحاظ اخلاقى، شبیهسازى فرم غیرطبیعى تولید مثل است که به همان اندازه، میان والدین و کودکان روابط غیر طبیعى ایجاد مىکند . فرزند کلون شده، روابط غیرطبیعى با والدین خود برقرار خواهد کرد . چون از سویى فرزند است و از سویى از لحاظ ژن با یکى از والدین خود دوقلو محسوب مىشود . در عین حال هیچ تشابه ژنى با همدیگر ندارند . بنابراین یکى از والدین که هیچ تشابه ژنتیکى با فرزندش ندارد، باید فرزندى را پرورش دهد که از لحاظ خصوصیت ژنتیکى هیچ تفاوتى با همسرش ندارد . سؤال اینجاست که زمانى که این فرزند به بلوغ رسید، رفتار والدین با وى چگونه خواهد بود؟باید تحقیقات بیوتکنولوژى را به سمت اهداف مفید سوق داد
روشهاى تشخیصى پیش از لقاح و مراحل مراقبتهاى ویژه حین باردارى، امکان تولید کودکان عارى از بیمارىهاى ژنتیکى را فراهم کرده است . فناورىهاى مشابهى نیز براى انتخاب جنسیت فرزند ابداع شده است که اگرچه به اندازه فناورىهاى جلوگیرى از تولد نوزادان ناقصالخلقه ستودنى نیست، اما در بهبود وضع زندگى بشر مؤثر هستند .پی نوشت :
۱. Francis Crick
۲. James Watson
۳. Herbet Boier
۴ . Business Week,سSoftward industryز, February 27,p78-86
۵. یورگن هابرماس ، جهانى شدن و آینده دموکراسى ؛منظومه پساملى ، ترجمه کمال پولادى ، تهران ، نشر مرکز ۱۳۸۰،
منابع:
روزنامه ایران چهارشنبه 19 اسفند ماه
www.clonaid.com پگاه حوزه - شماره 85
سلولهای بنیادی، نوشدارویی ناشناخته
سلولهای بنیادی چیستند؟ چگونه و به چه دلیل از آنها استفاده میشود؟
بهطور کلی سلولهای بنیادی دارای دو خصوصیت عمده هستند:
1) قدرت تکثیر نامحدودمنشاء سلولها ی بنیادی بالغ
سلولهای بنیادی بالغ همانطور که از نامشان مشخص است، پس از تولد از فرد گرفته میشوند. برای مثال این سلولها را میتوان از بافت مغز استخوان یک فرد سالم تهیه کرد. البته بر اساس یافتههای اخیر، برخی معتقدند که هر بافتی دارای سلولهای بنیادی خاص خود است. بهطور مثال، مشخص شده که قلب، مغز و ماهیچههای اسکلتی هر کدام دارای سلولهای بنیادی خاص خود هستند و همهی این سلولها در بدن یک فرد بالغ وجود دارند. بهعنوان مثال، سلولهای بنیادی قلبی بیشتر در ناحیه اپیکس (Apex) قلب و سلولهای بنیادی مغزی عمدتاً در دیوارهی بطن مغز متمرکز هستند. با این حال دقیقاً مشخص نیست که منشأ این سلولهای بنیادی گوناگون، چه سلولی است و آیا منشأ همه اینها همان سلولهای مغز استخوان هستند که هر یک به سمت اندام خاصی مهاجرت کرده و به سلولهای بنیادی خاص آن تبدیل میشوند، یا منشأ دیگری برای آنها وجود دارد.منشاء سلولها ی بنیادی جنینی
بنیاختههای جنینی در مرحله بلاستوسیست از توده سلولی داخلی یا Inner Cell Mass گرفته میشوند. بلاستوسیست یکی از مراحل دوران جنینی است که به لحاظ مرفولوژی، شبیه یک توپ توخالی است.جایگاه سلولها ی بنیادی درمانی در حال حاضر
آیا میدانید که درمان بعضی از بیماریها بهکمک سلول بنیادی اکنون کاری عادی است؟درمانهای سلول بنیادی مبنا چگونه پیشرفت می کنند
درمانهای مبتنی بر سلولهای بنیادی یک شبه بهوجود نیامده است. هر شیوهی درمانیی بالقوه کارآمد از یک ایدهی آزمونپذیر (testable idea) در نخستین یافتههای پژوهشها متولد میشود. در مرحلهی بعد این ایده مورد پژوهش جدی قرار می گیرد و در آزمایشگاه آزموده میشود- اینکار ممکن است چند سال و گاهی چند دهه بهطول انجامد.- حتا اگر درمانهای مبتنی بر این ایده در آزمایشهای انجام شده در آزمایشگاه موفقیت چشمگیری کسب کند، تنها زمانی یک درمان زیستپذیر (viable treatment) خواهد شد که ثابت شود این شیوه روشی ایمن و کارآمد برای درمانهای بالینی انسانی است.درمان به کمک سلولهای بنیادی در آینده
پژوهشگران و پزشکان سعی میکنند درمانهایی به کمک سلولهای بنیادی طراحی کنند که :برخی از پرسشهایی که مورد توجه قرار گرفتهاند عبارتاند از:
• یک درمان سلولهای بنیادی چقدر طول میکشد؟درمانهای سلول بنیادی مبنا کی باید شروع شوند؟
اولین گام بنا کردن یک مدل تجربی طراحی یک دستور کار آزمایشگاهی است که چگونگیی عمل این روش درمانی در بدن انسان را در خود داشته باشد. برای این که شیوهی درمانی مذکور کارآمد باشد، یک مدل تجربی باید ویژگیهای زیر را داشته باشد:سلول های بنیادی در درمان دیابت
لزوم استفاده از روشی که بتوان سلول هایی از بین رفته انسولین ساز در دیابت نوع 1 را دوباره جایگزین کرد و بدین ترتیب بتوان دیابت نوع 1 را کاملا درمان نمود دانشمندان را بر این داشت تا از سلول های بنیادی در این زمینه استفاده کنند. این سلول ها دارای این خصوصیت منحصر به فرد هستند که بالقوه می توانند به هر یک از سلول های بالغ بدن تبدیل شوند. سلول های بنیادی را می توان از جنین انسانی و یا حتی فرد بالغ جدا کرد. از لحاظ تئوری سلول های بنیادی جنینی را می توان در خارج بدن کشت داد و آنها را با استفاده از روش های مختلفی از جمله استفاده از "فاکتورهای رشد" به سلول های انسولین ساز تبدیل کرد و وقتی مقدار کافی از این سلول ها در دسترس باشد می توان از آنها برای درمان هر فرد دیابتی که نیاز به این سلول ها داشته باشد استفاده کرد. همچنین می توان این سلول ها را با دستکاری ژنتیکی در برابر سیستم ایمنی شخص گیرنده و رد پیوند مقاوم کرد، کاری که در مورد سلول های بنیادی بالغ امکان پذیر نیست. این امکان نیز وجود دارد تا با قرار دادن این سلول ها در یک ماده غیر ایمنی زا کاری کرد که از رد شدن آنها توسط دستگاه ایمنی جلوگیری شود و دیگر نیازی به استفاده از داروهای ضد رد پیوند نباشد. در یکی از تحقیقات جالبی که به تازگی در باره سلول های بنیادی در افراد بالغ صورت گرفت نشان داده شد که اگر سلول های بنیادی موجود در دیواره مجاری غدد لوزالمعده در بالغین در محیط آزمایشگاه کشت داده شوند می توان با تحریک آنها، یک توده سلولی درست کرد که نه تنها قادر به ترشح انسولین است بلکه قادر است تا میزان ترشح را براساس قند خون محیط کم یا زیاد نماید، کاری که برای موفق بودن پیوند بسیار ضروری و حیاتی است. با این وجود مهمترین نگرانی در مورد پیوند سلول های بنیادی خطر ایجاد تومورهای سرطانی در شخص گیرنده است مخصوصا در مواقعی که از سلول های بنیادی جنینی استفاده می شود.سلول بنیادی جنینی از جنین IVF
خطوط سلول ها بنیادی جنینی انسانی میتواند از جنینی که در شرایط مصنوعی ساخته شده است، مشتق شود. اغلب بارورسازی(لقاح) در بدن جنس ماده(زن) انجام میشود، ولی فناوری IVF انجام ونیز رشد دادن جنین را در آزمایشگاه میسر ساخته است.خط سلول بنیادی بالغ
خطوط سلول بنیادی بالغ که از بافتهای بالغ جدا شدهاند، منبع عالی دیگری برای مطالعه و پژوهش هستند. بخش عمدهی پژوهش با استفاده از خطوط سلول بنیادی بالغ از موجودات زندهی مدل، مانند موشهای معمولی و موشهای صحرایی انجام میشود. زیرا بهدست آوردن سلولهای بالغ از انسان ممکن است روشهای جراحی تهاجمی را به همراه داشته باشد.
چشمانداز کاربرد سلولهای بنیادی در دنیا
علیرغم پیشرفتهای بزرگی که تاکنون در استفاده از سلولهای بنیادی برای مقاصد
درمانی بهدست آمده است، بشر هنوز در ابتدای این راه است و همچنان تحقیقات
گستردهای برای عملی ساختن ایدههای محققان در دست انجام است. در این مطلب از زبان
دکتر علیرضا قدسیزاد، رزیدنت سال پنجم جراحی قلب در دانشگاه دوسلدورف آلمان، به
برخی از این چشماندازها و زمینههای تحقیقاتی جدید اشاره شده است:
استخراج،
نگهداری و استفاده از سلولهای بنیادی بند ناف
در حال حاضر، یکی از مطرحترین
ایدهها در زمینه سلولهای بنیادی، استفاده از قابلیتهای منحصر به فرد سلولهای
بنیادی بند ناف ( Cord blood ) است. مزیت اصلی این سلولها آن است که بسیار اولیه (
P rimitive ) بوده و توان تمایز بالایی دارند. بهطوریکه بر اساس نتایج تحقیقات
انجام شده، منشا تمام سلولهایی که پس از تیمارهای آزمایشگاهی و پیوند به بدن
توانستهاند بهطور کامل به سلولهای عضلانی قلب تمایز یابند، از سلولهای ACC133 +
بند ناف بوده است. البته بر اساس نتایج منتشر شده در برخی از مقالات، علاوه بر
سلولهای مذکور، سلولهای مشتق از مغز استخوان ( BMCs ) شامل تمام انواع
منونوکلئرها ( whole MNC population ) و سلولهای ACC133 + مشتق از مغز استخوان هم
قادرند به سلولهای عضلانی قلب تبدیل شوند. البته به نظر میرسد نتایج اخیر به
بررسیها و تحقیقات بیشتری نیاز داشته باشد.
استخوان به سلولهای ماهیچهای
قلبی انجام شده است، نشان میدهند در تمام موارد، این سلولها از نوع سلولهای
ACC133 + با منشا بند ناف بودهاند.
مزیت دیگر این سلولها، نداشتن مشکل دفع
پیوند سلولهای بنیادی جنینی است. چراکه از خود فرد اخذ میشوند و در سالهای بعدی
زندگی،دوباره به همان شخص تزریق میشوند. بر این اساس، این ایده در دنیا مطرح شده
است که نمونة سلولهای بندناف هر شخص در ابتدای تولد گرفته شود و برای سالهای بعد
برای خود فرد ذخیره شود. حتی در حال حاضر، علیرغم اینکه هنوز وضعیت روشنی برای
پیوند سلولهای بند ناف وجود نداشته و سؤالات زیادی در مورد احتمال رد پیوند
سلولهای بیگانه (هترولوگ) مطرح است؛ اما با اینحال توصیه میشود برای افرادی که
در مراحل وخیم بیماری قلبی بوده و در انتظار دریافت قلب پیوندی بهسر میبرند، در
کنار تجویز داروهای سرکوبکنندة سیستم ایمنی، از روش پیوند سلولهای بندناف
بهعنوان یک روش کمکی استفاده کنیم. با این عمل، بیمار شانس بیشتری برای زنده ماندن
تا زمان دریافت قلب را خواهد داشت. این روش بهویژه در بیماران کهنسال که سلولهای
بنیادی مغز استخوان آنها برای پیوند کافی نیست، از اهمیت بالاتری برخوردار است. از
اینرو، امروزه در اغلب کشورها بانکهای ویژهای برای جداسازی و نگهداری سلولهای
بنیادی بندناف نوزادان تأسیس شده است.
سلولدرمانی و مهندسی بافت
در حال حاضر علاوه بر سلولهای بندناف، تحقیقات وسیعی بر روی سلولدرمانی (
Cell therapy ) با استفاده از سلولهای بنیادی جنینی ( Embryonic stem cell ) و
مهندسی بافت ( Tissue engineering ) در حال انجام است که آیندة روشنی خواهد داشت.
برای مثال، با استفاده از روشهای مهندسی بافت میتوان به کمک بیوراکتورهای ویژه،
لایههای نازکی از بافتهای گوناگون را تهیه و برای مقاصد مختلف استفاده
کرد.
تلاش برای تمایز سلولهای بنیادی قبل از پیوند
نکتة دیگری که در زمینة
استفاده از سلولهای بنیادی برای درمان بیماریهای مختلف از جمله ضایعات قلبی، قابل
توجه است، امکان استفاده از سلولهای تمایزیافته بهجای سلولهای اولیة بنیادی است.
در حال حاضر، فقط از سلولهای بنیادی تمایزنیافته برای این منظور استفاده میشود.
اما تحقیقات زیادی در حال انجام است تا با استفاده از ابزار مهندسی ژنتیک، ایدة
بکارگیری از سلولهای تمایزیافته عملی شود . برای مثال، در مورد سلولهای ماهیچهای
قلب، بسیاری از ژنهای دخیل در تمایز یافتن سلولهای بنیادی به سلول میوکارد قلب،
شناخته شدهاند که از آن جمله میتوان به میوکاردین (قویترین ژن القاگر در تولید
ماهیچة قلبی)، اس آر اف ( Serum Response Factor )، ژنهای GATA 4 ، 5 GATA و
مولکولهای کاردیوگنول C و D (که تمایز سلولهای بنیادی به سلولهای میوکارد قلب را
از 30 درصد به 95 درصد افزایش میدهند) اشاره کرد. بهعبارت دیگر، با فعال کردن این
ژنها در داخل سلولهای بنیادی میتوان ابتدا در شرایط آزمایشگاهی سلولهای قلبی را
تهیه کرد و سپس آنها را به بیمار پیوند زد.
البته در حال حاضر، مشکلاتی در این
مسیر وجود دارد. برای مثال، حتی اگر بتوان مخلوطی با خلوص 95 درصد از سلولهای قلبی
را از این طریق بهدست آورد، امکان پیوند آنها به بیمار وجود ندارد؛ چرا که 5 درصد
باقیماندة سلولها متفاوت بوده و قابلیت بالایی برای ایجاد سرطان دارند. به هر حال
یکی از ایدههای ارزشمند در زمینة سلولدرمانی، تمایز سلولها قبل از پیوند به بدن
است که امید میرود برخی از مشکلات تکنیکی آن نیز در آیندة نزدیک حل
شود.
استفاده از سلولهای بنیادی برای ترمیم ضایعات کبدی
پیوند سلولهای
بنیادی علاوه بر بیماران قلبی در سایر بیماران نیز نتایج خوبی را نشان داده است.
برای مثال، در حال حاضر اگر بیماری دچار سرطان کبد باشد، جراح مجبور است برای
جلوگیری از انتشار سرطان (متاستاز) به بخشهای دیگر بدن، بخش سرطانی کبد را نابود
کند. برای این منظور معمولاً طی دو عمل جراحی همزمان که اصطلاحاً پارشیال
هپاتکتومی ( Partial Hepatectomia ) و پی وی ای ( Portal Vein Embolization )
نامیده میشوند، خون ناحیة سرطانی کبد را قطع میکنند تا بافت سرطانی به تدریج
نابود شود. در عین حال چون بخش باقیماندة کبد باید بتواند وظایف کل کبد را به عهده
گیرد، لازم است تا این اعمال جراحی به نحوی انجام شود که بخش سالم باقیمانده، فرصت
تکثیر ( Proliferation ) را پیدا کند و در نهایت عملکرد کبد کامل را ایفا نماید.
برای این منظور، حداقل 6 هفته زمان لازم است تا بخش باقیمانده و سالم کبد تکثیر
شود. اما نتایج تحقیقات نشان داده که با سلولدرمانی و پیوند سلولهای بنیادی بالغ
ردة ACC133 + به بخش سالم کبد، این مدت زمان به 2 هفته کاهش مییابد. با این کار
نه تنها کبد فرد بیمار در مدت زمان کمتری ترمیم میشود، بلکه با خارج کردن سریعتر
بخش سرطانی از بدن، احتمال بروز متاستاز و دستاندازی سرطان به بخشهای دیگر بدن
فرد نیز کاهش مییابد. لازم به ذکر است که بر اساس تحقیقات انجام شده، پیوند
سلولهای ACC133 + به رتها ( Rat نوعی حیوان آزمایشگاهی) باعث افزایش رگزایی در
بافت توموری شده است. البته ما نیز در مرکز خود (واقع در دانشگاه دوسلدورف آلمان)
این عمل را بر روی سه بیمار انجام دادهایم که تاکنون نتایج منفی دربرنداشته
است.
خصوصیات و محدودیتهای سلولهای بنیادی
سلولهای بنیادی با توجه به منشاء و نحوه استفاده دارای مشخصههایی هستند که
محدودیتهایی را برای کاربرد گسترده آنها بهوجود میآورد، البته تلاش برای رفع این
محدودیتها کماکان ادامه دارد. آقای مسعود سلیمانی، دانشجوی دکتری تخصصی گروه
هماتولوژی دانشکده پزشکی دانشگاه تربیت مدرس در گفتگو با گروه بیوتکنولوژی شبکه
تحلیلگران تکنولوژی ایران به برخی از این خصوصیات اشاره نموده است:
سلول بنیادی
به آن دسته از سلولهای بدن اطلاق میشود که دارای خاصیت خودتکثیری بوده و هنوز
تمایر نیافته و برای کار ویژهای تجهیز نشدهاند، اما قابلیت تمایز و تبدیل شدن به
سلولهای دیگر را دارند. این مشخصه سلولهای بنیادی، نظر متخصصین مختلف را به خود
معطوف داشته است، بهطوریکه تحقیقات گستردهای در این خصوص صورت میگیرد. امروزه
سلولهای بنیادی، امید اول ترمیم بافتهای آسیبدیده و شاید در آینده ساخت
اندامهای انسانی به شمار میروند.
سلولهای بنیادی با توجه به منشأ آنها به دو
دسته تقسیم میشوند: سلولهای بنیادی جنینی (Embryonic stem cells) که از جنین در
مراحل اولیه تشکیل آن گرفته میشود و سلولهای بنیادی مزانشیمی یا بالغ (Adult stem
cells) که پس از تولد از افراد بهویژه از مغز استخوان آنها گرفته میشود.
تلاش
برای استفاده از سلولهای بنیادی جنینی از حدود 20 سال پیش با کار بر روی حیوانات
به ویژه موشهای آزمایشگاهی شروع شد و در طی این سالها آزمایشات زیادی در جهت
تبدیل سلولهای بنیادی جنینی موش به انواع سلولها و پیوند زدن آنها صورت گرفت که
به موفقیتهای قابلتوجهی انجامید. در جوار این موضوع، سلولهای بنیادی انسان نیز
مورد توجه قرار گرفت تا اینکه بالاخره در سال 1998 اولین گزارش موفقیتآمیز از
تکثیر و تمایز سلولهای بنیادی جنینی انسان در آمریکا منتشر شد. با توجه به بروز
برخی محدودیتها در استفاده از سلولهای بنیادی جنینی (که تلاش برای رفع آنها ادامه
دارد) در چند سال اخیر، موج جدیدی از تحقیقات بر روی سلولهای بنیادی مزانشیمی
شروع شد که کماکان ادامه دارد. در ادامه برخی از خصوصیات و محدودیتهای هر یک از دو
نوع سلول بنیادی ذکر میشوند.
خصوصیات و محدودیتهای سلولهای بنیادی جنینی و مزانشیمی
1- اخلاق زیستی Bioethic
سلولهای بنیادی جنینی، از جنین زنده گرفته میشود،
بنابراین در بسیاری از کشورها استخراج آنها ممنوع است؛ زیرا از بین بردن جنینی که
قابلیت تبدیل شدن به یک انسان را دارد در حکم قتل نفس میدانند. بهعنوان مثال، در
کشور آلمان این عمل ممنوع بوده و در کشور انگلستان نیز تا چند ماه قبل، اجازة
تحقیقات در این خصوص داده نشده بود. سلولهای بنیادی مزانشیمی از فرد بالغ گرفته
میشوند، در نتیجه با این محدودیت مواجه نیستند.
همچنین یکی از کاربردهای بالقوة
هر دو دسته از سلولهای بنیادی، همسانهسازی انسان Cloning است که بحثهای اخلاقی
زیادی را به خود معطوف داشته است. در اکثر کشورهای جهان کاربرد سلولهای بنیادی، با
هر منشاء که باشد، برای همسانهسازی انسان ممنوع است، در عین حال، سایر کاربردهای
بالقوه و بالفعل سلولهای مذکور در عرصة پزشکی در اقصی نقاط جهان به شدت مورد توجه
و تحقیق هستند.
2- پسزدگی
با توجه به اینکه از سلولهای بنیادی مزانشیمی هر
بیمار میتوان جهت مداوای خودش استفاده کرد، پس از تزریق به بدن بیمار، در سیستم
تدافعی بهعنوان یک سلول یا بافت بیگانه شناخته نمیشود و مشکل پسزدگی یا از بین
رفتن آنها پیش نمیآید. شایان ذکر است، پسزدگی یکی از محدودیتهای پیش روی محققین
در بهرهگیری از سلولهای بنیادی جنینی است، زیرا آنتیژنهای سازگاری نسجی این
سلولها با شخص گیرنده یکی نیست و احتمال پسزدگی بالا میرود. البته تحقیقاتی در
حال انجام است که مولکولهای عرضهکنندة آنتیژنها را فرونشانند (suppress) تا این
مشکل رفع شود.
3- تمایز
سلولهای بنیادی جنینی دارای قدرت تکثیر و تمایز
بالایی هستند، به گونهای که بعضاً بدون اعمال تیمار خاصی، خودبهخود به سلولهای
دیگر تبدیل میشوند. بنابراین باید جلوی تمایز ناخواسته و تصادفی آنها گرفته شود تا
تبدیل به بافتهای دیگر نیز نشوند.
سلولهای بنیادی مزانشیمی نیز در محیط کشت،
علاقه به تکثیر شدن دارند و با اعمال تیمارهای خاص در مسیر تمایز هدفمند قرار
میگیرند.
4- ناهماهنگی Arithmy
زمانیکه از سلولهای بنیادی جنینی برای
ترمیم بافتهای آسیبدیدة قلب استفاده میشود، در برخی موارد ناهمخوانی بین بافت
قلب و بافت ترمیمشده به وجود میآید. زیرا در این حالت، سلولهای بنیادی جنینی که
با بافت قلبی هموژنی ندارند؛ به سلولهای قلبی تبدیل شدهاند. این مسئله باعث
میشود در ضربان این دو قسمت ناهمخوانی پیش آید و ریتم قلب به هم بخورد. مشکل
ناهماهنگی در برخی از آزمایشاتی که بر روی موشها انجامشده، دیده شده است.
اما
در مورد سلولهای بنیادی مزانشیمی، چون این سلولها از خود فرد بیمار دریافت
شدهاند، این مشکل به چشم نمیخورد.
نکته
محدودیتها و خصوصیات ذکرشده دراین مطلب، به معنی برتری یافتن استفاده از یک
دسته از سلولها بر دیگری نیست؛ کمااینکه تلاشهای خوبی در جهت رفع محدودیتهای
موجود در حال انجام است که امید میرود در آینده استفاده از این سلولها را فراگیر
نماید. اما باید توجه نمود که تحقیقات مربوط به سلولهای بنیادی در کشور باید هر دو
جنبة سلولهای بنیادی جنینی و مزانشیمی را دربرگیرد و توجه به یکی باعث فراموش شدن
دیگری نشود؛ زیرا هر یک از آنها دارای مزایا و کاربردهایی هستند که استفاده از آنها
را اجتنابناپذیر مینماید.
در پایان مقاله به بررسی دیدگاه دکترقدسی زاده بر
روند تحقیقات سلول هایدر ایران می پردازیم .
تحلیلی بر روند تحقیقات سلولهای
بنیادی در ایران
در این مطلب نقطهنظرات و دیدگاههای دکتر علیرضا قدسیزاد، در
مورد نحوة کار محققان و پزشکان ایرانی در زمینة سلولهای بنیادی بیان شده است. وی
رزیدنت سال پنجم جراحی قلب در دانشگاه دوسلدورف آلمان و محقق در زمینة سلولدرمانی
برای بیماریهای قلبی است.
الف) مشکلات و سؤالات موجود در زمینة کاربرد
سلولهای بنیادی (بهویژه پیوند به قلب)
علیرغم اینکه تلاشها، تحقیقات و
ایدههای محققان و پزشکان ایرانی در زمینة کاربرد سلولهای بنیادی (بهویژه پیوند
به قلب) بسیار قابل تقدیر و تحسین است، به نظر میرسد در این بین به نکاتی کم توجهی
شده است که اهمیت بسیار زیادی دارند. بنابراین لازم است جهت اصلاح روند کار و
ایجاد زمینة مناسب برای ارایة دستاوردهای کشور در عرصههای بینالمللی، این مشکلات
را برطرف کرد. برخی از مهمترین این مشکلات که در طی سفر چندروزه به کشور و
تبادلنظر با محققان و پزشکان ایرانی به آنها پی بردهام، به این شرح است:
1-
مشکلات ناشی از کشت و تکثیر سلولها قبل از پیوند
مشکل اول محققان ایرانی در
ارتباط با سلولهای بنیادی، به روش کار آنها قبل از پیوند مربوط میشود. در واقع
این افراد پس از تهیة نمونة حاوی سلولهای بنیادی و قبل از پیوند، آن را به مدت 3
هفته در محیط کشت حاوی سرم خود بیمار تکثیر ( Expand ) میکنند. اما باید توجه داشت
که اگر سلولهای اولیة اخذشده از فرد را در محیط حاوی سرم تکثیر کنیم، این سلولها
به سلولهای مزانشیمال تبدیل میشوند که ماهیت دقیق آنها مشخص نیست. برخی اعتقاد
دارند سلولهای مزانشیمال جزو سلولهای CD29 هستند و گروه دیگری آنها را جزو ردة
CD129 ، CD117 ، SH2 و SH3 میدانند.
لازم به ذکر است که سلولها به دو دستة
کلی سلولهای مولد مزانشیمال ( Mesenchymal progenitor ) و سلولهای مولد اندوتلیال
( Endothelial progenitor ) تقسیم میشوند که ماهیت گروه اول مشخص نیست. بنابراین
اگر سلولهای اولیه در حضور سرم تکثیر شوند، به سلولهای مزانشیمی تبدیل میشوند که
توانایی و قابلیت تمایز به ردههای سلولی مورد نظر ما (مثلاً سلولهای قلبی) را از
دست میدهند و فقط قدرت تولید سلولهای ردة خونساز یا هماتوپوئیتیک ( CD45 + ) را
دارا خواهند بود. یعنی ردههای سلولی CD34 + و ACC133 + که برای پیوند مناسبتر
هستند، در این نمونه وجود نخواهد داشت.
در یک بیان کلی باید اشاره کرد که در
شرایط فعلی و با دانش روز، تکثیر سلولهای بنیادی در شرایط آزمایشگاهی به هیچ وجه
توصیه نمیشود. بنابراین بهتر است راههای رفتة دیگران دوباره پیموده نشود و
تجربههای ناموفق آنها تکرار نگردد. بهعبارت دیگر، چنانچه بخواهیم از سلولهای
بنیادی برای مقاصد درمانی و پیوند به بیماران استفاده کنیم، بهتر است پس از
نمونهگیری از مغز استخوان و جداسازی سلولها، بلافاصله آن را به فرد بیمار تزریق
کنیم تا از بروز تغییرات و تمایزهای ناخواسته که موفقیت عمل را به شدت کاهش
میدهند، جلوگیری شود.
2- استفاده از توده سلولهای تمایز یافتة مختلف برای
پیوند
اشکال دیگری که به برخی تحقیقات بالینی محققان و پزشکان ایرانی وارد است،
عدم جداسازی و خالصسازی سلولهای بنیادی قبل از تزریق آنها به بیمار است. چراکه در
نمونة کشت داده شده از آسپیرة مغز استخوان بیمار، مجموعهای از سلولهای تمایز
یافتة مختلف نظیر فیبروبلاست ( Fibroblast ) مغز استخوان نیز وجود دارند که برای
بیمار عوارض جانبی بهدنبال خواهند داشت. برای مثال، وجود سلولهای فیبروبلاست مغر
استخوان در نمونه، مشکلات زیادی از جمله عوارض قلبی و ایجاد بینظمی در ضربان
(آریتمی) ایجاد خواهد کرد.
علاوه بر این، در صورت تزریق سلولهای بنیادی حاوی
فیبروبلاست به بیمار، احتمال بروز آسیب بافتی یا Scar tissue در بافت همبند (
Connective tissue ) و کلسیفیه شدن ( Calcification ) بافتها وجود خواهد داشت.
3- اهمیت جداسازی سلولها در شرایط GMP
نکتة مهمی که باید دقیقاً رعایت شود
آن است که پروسة جداسازی و استفاده از سلولهای بنیادی ردة ACC133 + برای پیوند،
بایستی تحت شرایط ویژة GMP صورت گیرد. بهعبارت دیگر، تهیه و آمادهسازی این
سلولها باید در یک سیستم کاملاً بسته و یا توسط دستگاهی انجام شود که حایز شرایط
GMP باشد. نکتة دیگر اینکه، کیتهای مورد استفاده برای جداسازی این سلولها باید
برای استفاده در انسان (از نوع بالینی) طراحی و تولید شده باشند که دارای ویژگیهای
GMP هستند، چراکه کیتهای ارزانقیمت دیگری برای جداسازی سلولها در شرایط
آزمایشگاهی موجود است که فقط مخصوص تحقیقات آزمایشگاهی بوده و اصلاً برای مقاصد
بالینی کاربرد ندارد. خوشبختانه تا آنجا که بنده اطلاع دارم، در ایران چندین مرکز
مجهز به امکانات و شرایط GMP یا مشابه آن برای این منظور وجود دارد.
جمعبندی
بحث مربوط به فعالیتهای محققان ایرانی در زمینة پیوند سلولهای بنیادی
بهعنوان جمعبندی، چند نکتة مهم را درخصوص روند تحقیقات سلولهای بنیادی و
کاربرد آنها در ایران بیان میکنم:
1- تکثیر کردن سلولهای بنیادی قبل از
پیوند موجب تمایز و کاهش قدرت آنها میشود.
2- استفاده از محیط کشت فاقد
ویژگیهای استاندارد ( GMP ) برای تکثیر سلولها قبل از انجام پیوند خطرناک است.
3- عدم جداسازی سلولهای فیبروبلاست از نمونه حاوی سلولهای بنیادی قبل از
اقدام به پیوند خطرناک است.
4- عدم استفاده از کیتهای استاندارد برای جداسازی
ردة سلولی ACC133 + برای پیوند به بیماران بسیار خطرناک است.
5- اطلاعات دقیق
مربوط به نوع و ردة سلولهای بنیادی جداشده ( FACS data ) از نظر نوع، ماهیت و
تعداد باید در کنگرهها و مجامع علمی ارایه شود.
در هر حال باید توجه داشت که،
پیوند سلولهای بنیادی به بیماران فقط در شرایطی مقدور است که این سلولها در
آزمایشگاههای ویژه و کاملاً استریل تهیه و آماده شده باشند که این امر
استانداردهای بسیار بالاتری نسبت به فعالیتهای تحقیقاتی را طلب میکند.
ب)
سؤالات جدی راجع به دستاوردهای محققان ایرانی در زمینة سلولهای بنیادی جنینی
هر چند دستاوردهای محققان ایرانی در زمینة جداسازی، تکثیر و نگهداری از
سلولهای بنیادی جنینی انسان بسیار ارزشمند و درخور تقدیر است، اما این نکته را نیز
نباید از نظر دور داشت که کشورهای پیشرفتة دنیا نظیر آلمان، غالباً این دانش فنی را
از مدتها قبل در اختیار داشته و در مدلهای حیوانی نیز آزمایش کردهاند، ولی به
دلایل متعدد از جمله منع قانونی و حقوقی کار با جنین انسان، این تحقیقات بر روی
سلولهای جنینی انسان انجام نشده است؛ پس این مسئله دلیلی بر عقب بودن آن کشورها در
این زمینه نیست. بنابراین، محققان ایرانی باید از فرصتها و تسهیلات قانونی و شرعی
موجود در ایران بهترین استفاده را برده و جایگاه کشور را در زمینة تکنولوژی تولید
سلولهای بنیادی و استفاده از روشهای درمانی جدید با استفاده از سلولهای بنیادی،
بیش از پیش ارتقا بخشند.
همچنین ضمن تقدیر از زحمات و موفقیتهای اخیر محققان
ایرانی در زمینة تکثیر و نگهداری از سلولهای بنیادی جنینی، امیدوارم انتشار کامل و
به موقع نتایج تحقیقات این همکاران در مجلات معتبر علمی، گویای عملی کارهای ارزشمند
آنها در سطح دنیا باشد.
لذا به نظر من، ضمن آنکه باید نیروهای متخصص و
فعالیتهای انجام شده را مورد تشویق قرار داد، بایستی ضمن بهرهگیری ازتجربیات
محققان برجستة دنیا، به شکل اصولی و صحیح در این عرصه برنامهریزی و تلاش کرد. در
این باره توجه به چند نکته لازم است:
1- ارتباط مستمر و بهرهگیری از تجربیات
محققان و دانشمندان ایرانی مقیم خارج، یک را میانبُر است.
2- شرکت فعال در
مجامع بینالمللی و تخصصی بهمنظور ارایة دستاوردها و آشنایی با آخرین نتایج کار
محققان دنیا، بسیار مفید و لازم است.
3- انتشار دقیق و بهموقع نتایج تحقیقات،
مانع از انتشار اخبار غیررسمی و غیرعلمی در رسانهها میشود.
منابع :
گزارشی از دستاوردهای دانشگاه تربیت مدرس در زمینة سلولهای
بنیادی(دیدگاه دکتر قدسیزاد)
کاربردهای سلولهای بنیادی در پزشکی(دیدگاه دکتر
سلیمانی)
www.iranbmemag.com
bioemm.com
http://bio.itan.ir
www.insf.org/
چرا سلول های بنیادی؟
تاریخچه
در اوایل دهه 1980 میلادی دانشمندان نحوه قرار گرفتن سلولهای بنیادی جنینی از موش و کشت آنها را در آزمایشگاه فرا گرفتند و در سال 1998 برای اولین بار در سلولهای بنیادی جنینی انسان را در آزمایشگاه تولید کردند. اما این سوال پیش میآید که پژوهشگران جنین انسان را از کجا بدست میآورند؟ جنین را میتوان با تولید مثل ، تلفیق اسپرم و تخمک یا شبیه سازی تولید کرد.ضرورت تحقیق و پژوهش در خصوص سلول های بنیادی چیست؟
سلول های بنیادی قادرند به طور نامحدود هر نوع سلول را به وجود آورند که این خصوصیت باعث استفاده حیرت آور این سلول ها در علم پیوند شده است. علاوه بر این می توان به گونه ای این سلول ها را از نظر ژنتیکی تغییر داد تا پس از پیوند دفع نشوند.کارهایی که در این رابطه تا به حال انجام شده اند عبارتند از:تلفیق گامتها در شرایط آزمایشگاه
پژوهشگران تمایل زیادی به تولید جنین از طریق تلفیق اسپرم و تخمک ندارند. با این وجود بسیاری از آنها جنینهای بارور شده در کلینیکهای بارورسازی استفاده میکنند. گاهی اوقات زوجهایی که نمیتوانند بطور طبیعی بچهدار شوند و میخواهند به شیوه مصنوعی صاحب فرزند شوند چندین جنین بارور شده تولید میکنند که همگی آنها مورد استفاده قرار نمیگیرند. و جنینهای اضافی را برای انجام تحقیقات علمی اهدا کنند.شبیه سازی درمانی
در این شیوه یک سلول از بیماری که نیازمند درمان از طریق سلول بنیادی است با تخمک اهدا شده ادغام میشود. پس از آن هسته تخمک جدا شده و هسته سلول شخص بیمار جایگزین آن میگردد. سپس تخمک حاصل از طریق شیمیایی یا الکتریکی تحریک میگردد تا تقسیم سلولی انجام دهد. جنین حاصل مواد ژنتیکی بیمار را حمل خواهد کرد که میتواند پس زدن سلولهای بنیادی را پس از پیوند آنها به میزان زیادی کاهش دهد.تکثیر سلولهای بنیادی در آزمایشگاه
جنین 3 تا 5 روزه را بلاستوسیست مینامند. یک بلاستوسیست توده ای مشکل از 100 سلول و یا بیشتر است. سلولهای بنیادی سلولهای درونی بلاستوسیست هستند که در نهایت به هر سلول ، بافت و اندام درون بدن تبدیل میشوند. دانشمندان سلولهای بنیادی را از بلاستوسیست جدا کرده و آنها را درون ظرف پتری دیش در آزمایشگاه کشت میدهند. پس از آنکه سلولها چندین بار تکثیر شدند و میزان آنها از گنجایش ظرف کشت فراتر رفت آنها را از آن ظرف برداشته و درون چندین ظرف قرار میدهند. سلولهای بنیادی جنینی که چندین ماه بدون ایجاد تمایز پرورش یافتهاند خط سلول بنیادی نامیده میشوند.موانع بر سر راه استفاده از سلول بنیادی
یکی از این موانع مشکل پس زدن است. اگر سلولهای بنیادی جنینی اهدا شده به یک بیمار تزریق شوند ممکن است سیستم ایمنی بدن بیمار این سلولها را مهاجمان خارجی تلقی کرده و به آنها حمله کند. اما استفاده از سلولهای بنیادی بالغ تا حدودی از این مشکل میکاهد. زیرا سیستم ایمنی بدن بیمار سلولهای بنیادی خود بیمار را پس نمیزند.کاربرد سلولهای بنیادی در بازسازی سلولها
از سلولهای بنیادی میتوان برای بازسازی سلولها یا بافتهایی استفاده کرد که بر اثر بیماری یا جراحت صدمه دیدهاند. این نوع درمان به درمان سلولی معروف است. یکی از کاربردهای بالقوه این شیوه درمان ، تزریق سلولهای بنیادی جنینی در قلب برای بازسازی سلولهایی است که بر اثر حمله قلبی صدمه دیدهاند. در یکی از تحقیقات ، پژوهشگران زمینه سکته قلبی چندین موش را فراهم کرده و پس از آن سلولهای بنیادی جنینی را درون قلب آسیب دیده موشها تزریق نمودند. در نهایت سلولهای بنیادی بافت ماهیچه آسیب دیده را بازسازی کردند و کارکرد قلب موشها را بهبود بخشیدند.کاربرد سلولهای بنیادی در تولید اندام کامل
شاید دانشمندان بتوانند حتی یک اندام کامل را در آزمایشگاه پرورش داده و آن را جایگزین اندامی کنند که بر اثر بیماری آسیب دیده است. برای این کار باید نوعی چارچوب از جنس پلیمر زیست تجزیه پذیر را به شکل اندام مورد نظر بسازند و سپس آن را با سلولهای بنیادی جنینی یا بالغ بارور سازند. پس از آن عوامل رشد مخصوص آن اندام افزوده میشوند تا پرورش اندام را تحت کنترل و هدایت درآورند.اختلاف نظر در مورد تحقیقات سلول بنیادی
تحقیقات سلول بنیادی یکی از بزرگترین موضوعاتی است که اجتماعات علمی و مذهبی را رو در رو قرار داده است و هسته این اختلاف یک سوال است حیات چه موقع آغاز میشود؟ برای بدست آوردن سلولهای بنیادی دانشمندان یا باید از جنینی استفاده کنند که بارور شده است و یا به روش شبیه سازی ، جنینی را از سلول بدن بیمار و تخمک اهدایی بسازند. در هر دو صورت برای جدا کردن سلولهای بنیادی یک جنین باید جنین از بین برود. و اگرچه این جنین تنها 4 یا 5 سلول را دربرمیگیرد. بعضی از رهبران مذهبی بر این باورند که این کار همانند گرفتن جان یک انسان است.شبیه سازی انسان
مساله دیگر مورد اختلاف شبیه سازی انسان است. اگر دانشمندان بتوانند جنینی را در آزمایشگاه خلق کنند آیا نمیتوانند آن جنین را درون رحم یک مادر دیگر پیوند زده و زمینه رشد یک نوزاد را فراهم کنند؟! ایده شبیه سازی انسان افکار هولناک و مخوف پرورش ابر انسانها با ضریب هوشی بسیار بالا و قابلیتهای فیزیکی مانند قهرمانان خیالی سوپر من و بت من و یا خلق کودکانی که صرفا برای استفاده از اندام پرورش مییابند را تداعی میکند.آینده بحث
مخالفت جامعه جهانی با پدیده شبیه سازی مولد انسان گسترده و عامالشمول است. اما به نظر میرسد بسیاری از کشورها با انجام تحقیقات پزشکی برای مقابله با بیماریهایی چون پارکینسون ، آلزایمر ، بیماریهای قلبی و سرطان ازطریق تولید جنینهای آزمایشگاهی و همچنین تحقیق و بررسی روی آنها به منظور ایجاد توسعه و پیشرفت در علوم پزشکی و مهندسی ژنتیک بدون آن که هدف این تحقیقات تولد صرف انسان شبیه سازی شده باشد، مخالفت چندانی نداشته باشند. با وجود این ، برخی کشورها از جمله واتیکان مخالفت صریح و موکد خود را در این مورد ابراز داشته و با عمل شبیه سازی انسان با هر هدف و مقصودی که باشد، مخالفند.